تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
مىشوند كه تا پاسى از روز برآمده زن روسپى را رها نمىكنند . اين اعمال ننگين و شنيع حتّى در كاروانسراهاى تجارى نيز رواج كامل دارد ، و بازرگانان بيگانه از ارتكاب آن شرم و بيم نمىكنند . اين‌رويدادها و تظاهرات متضاد را چگونه مىتوان تعبير و به هم نزديك كرد . ايرانيان براى توجيه اين مسائل مىگويند زنان روسپى گنه‌كارند ، و جز از طريق توبه و پرهيز از عمل شنيع خود راه خلاصى و رستگارى ندارند و به همين قصد و نيّت ماليات مىدهند ، بنابراين آنان در شمار افراد غير مؤمن به حساب مىآيند . همچنين مؤمنان معتقدند كه داد و ستد با زنان روسپى حرام است ، اما اگر كسى آنان را به زنى بگيرد معامله با آنان حلال مىگردد . متفكران اين مشكل را چنان چاره‌گرى مىكنند كه مردان بايد زن روسپى را براى مدت يك ساعت ، يك شب ، يك روز ، يك هفته يا براى هر مدت كه بخواهند به صورت متعه يا عقد غير دائم به ازدواج شرعى و قانونى خود درآورند . در ايران چنين ازدواجهاى موقتى فراوان انجام مىپذيرد ، و بدين گونه دقايق و مراتب دينى كاملا رعايت مىشود ، و به محض اين‌كه صيغهء عقد جارى شد زن روسپى بر مرد حلال مىگردد . در آغاز تشريح مراسم زناشويى در ايران ، بايد بگويم كه اصولا مردان ايران در امر زن گرفتن مانند ديگر شيعيان حضرت على به سه طريق عمل مىكنند ، يا مىخرند - كنيز - يا اجاره مىكنند - متعه - و يا به زنى مىگيرند . طبق دستورات شرع هر سه طريق مجاز و در حكم واحد است ، چه طبق مقررات شرع كودكانى كه از اين زنان به دنيا بيايند همه فرزند قانونى و شرعى پدر خود مىباشند . براى توضيح بيشتر اگر پدرى از كنيز زرخريد خود پسرى به دنيا بياورد كه از نظر سن مقدم بر پسر زن دائمى وى باشد آن پسر فرزند ارشد شناخته مىشود ، و از مزاياى شرعى و قانونى آن بهره‌مند مىگردد مگر اين‌كه زن دائمى شوهر شاهزاده خانمى از دودمان سلطنت ، و خون شهرياران در بدنش روان باشد به همين سبب فضيلت و نجابت و شرافت از پدر به پسر منتقل مىشود . زنان زرخريد را كنيز مىخوانند . هر مرد مجاز است چندان كه بخواهد و قادر به فراهم آوردن نفقهء آنان باشد كنيز داشته باشد ، و چون در سراسر مشرق زمين حكم بر اين جارى است كه مالك كنيز نسبت به وى اختيار مطلق دارد هيچ يك از مقامات رسمى و شرعى در روابط و مناسبات كنيز و مالكش مداخله نمىكند . آنان كه كنيزان باكره دارند مجازند به دلخواه خود از آنها متمتع شوند ، و نه تنها مالك شرافت و حيثيّت و عفت و عصمت آنان مىباشند بل كه صاحب امتياز جانشان نيز مىباشند . بنا به رسم