برود ، امّا حاكم تمام خدم و حشم خويش را از خوانسالار تا ستوربان نزد خود خواند چون در تالار گرد آمدند رو به رقاصه كرد و خطاب به او گفت : زيباى من ، من حاكم كوچك و فقيرى هستم كه چون نمىتوانم براى يك شب بودن با تو ده پيستول بپردازم كسان من در اين خرج مرا يارى مىكنند امّا آنان نيز بايد به نوبت از لذّت همخوابگى با تو برخوردار شوند .
كسان حاكم آن روز و شب بعد رقاصه را نگهداشتند و با او به سر بردند .
رقاصه پس از اينكه از خانهء حاكم بيرون شد از ستمى كه بر او رفته بود شور و غوغا در انداخت . حاكم چون دريافت باشد كه عمل زشتش به رسوايى و بىآبرويى او انجامد و موجب خشم شاه شود خود آنچه رفته بود به طيبت به شاه عرضه داشت و فرمان بر آن رفت كه ده پيستول ديگر غرامت نگهدارى شب دوّم را به رقاصه بدهد .
روسپيهايى كه ماليات مىپردازند در كاروانسراهايى كه مخصوص سكونت آنهاست زندگى مىكنند و هيچ كس بر خود نمىپسندد كه در چنان مكانها خانه بگيرد . اما آنان كه ماليات نمىدهند در خانههاى خود به سر مىبرند . زيرا در ايران اجارهنشينى ، و در اختيار نهادن منازل مجهز به همهء وسايل زندگى به ديگران به هيچ روى معمول نيست . در اصفهان كوى ديگرى به نام محلهء برهنگان يا بىچادران وجود دارد . در زمانهاى گذشته در پايتخت رسم چنان بود همين كه آفتاب غروب مىكرد خيل فواحش همانند دستهء كلاغان در سراسر شهر مخصوصا در كاروانسراهاى آن چنانى پراگنده مىشدند و دنبال مشترى مىگشتند و آنچه قبيحتر و زنندهتر و نفرتانگيزتر بود وجود پسران جوان تازهرو و زيبايى بود كه به همين منظور آرام آرام در خيابانها مىگشتند . ساروتقى صدراعظم اوائل سلطنت شاه عباس دوّم كه خواجهء پيرى بود كوشيد با اجراى قوانين سخت اين كار ننگين و شرمآور را از ميان بردارد ، و پس از او جانشينش خليفه سلطان « 1 » قوانين سختى براى جلوگيرى از روسپيگرى وضع كرد و از ظاهر شدن زنان بدكار در خيابانها و كويها و برزنها ممانعت به عمل آورد ، و دستور داد تا كسى در طلب آنان نيايد در خيابانها نگردند ، و چون به فراست دريافت كه گرمى بازار روسپيگرى بر اثر مىخوارگى است شرابسازى و شرابفروشى را سخت قدغن
هامش
( 1 ) - خليفه سلطان پس از ساروتقى و پيش از شيخ على خان صدراعظم بوده بنابراين وى در فاصله سالهاى 1645 تا 1655 ميلادى - خورشيدى داراى اين مقام بوده است .