تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
نظارت كند ، در صورتى كه خطايى از آنان سر زد مجازاتشان كند . تنبيه ايشان غالبا با ضربات شلّاق صورت مىپذيرد ؛ و اگر مجدّدا همان گناه را مرتكب شدند رئيس مجاز است آنان را از گروه براند . همچنين رئيس دسته موظف است مواظبت كامل كند كه مزد و مواجب افراد در موقع معين بدون تأخير به آنان برسد . لباس و پوشاكشان هميشه پاك و پاكيزه ، و وسايل زندگيشان از هر جهت آماده باشد . همچنين بايد ايشان را از تجاوز ديگران در پناه خود بگيرد ، و اگر كسى به ايشان اسائه ادب كرد به مبارزه برخيزد . هر يك از رقّاصه‌هاى اين دسته دو خدمتگر زن ، يك خدمتگر مرد يك نفر آشپز ، يك ستوربان با دو يا سه اسب در اختيار دارد . هر زمان گروه به دربار خوانده مىشود چهار اسب ديگر براى حمل اثاثه و ملزومات خود به كار مىگيرند ، چه در مشرق زمين رسم بر اين جارى است كه هر گروه همچنان كه سپاهيان لوازم خود را با خود حمل مىكنند بايد اسباب كار خويش را ببرند . بر يكى از اسبها دو صندوق بزرگ ، بر يكى دو جامه‌دان بزرگ ، بر سوّمى وسايل آشپزخانه ، و بر اسب چهارم عليق اسبان و ديگر چيزهاى آنها بار مىشود . جزو وسايل آنان خيمه وجود ندارد زيرا مأموران خاصّ براى اقامت آنان در راه چادر و خيمه برپا مىدارند ، و يا خانه آماده مىكنند . حقوق ساليانهء هر گروه هزار و هشتصد فرانك مىباشد . افزون بر اين به هر يك از افراد مقدارى پارچه براى لباس داده مىشود . همچنين انواع موادّ خواربار از هرگونه به قدر كافى از طرف دربار در اختيار ايشان گذاشته مىشود ؛ و اگر شاه از فعاليّت و هنرنمايى گروه اظهار رضايت كند ، ممكن است حقوق آنها به نهصد اكو برسد . اما اين همه اندكى از درآمد گروه است ، زيرا ممكن است با حضور در يك مجلس به مدّت يك شبانروز بيش از پنجاه پيستول عايدشان شود ؛ و اين شگفت نيست زيرا ايرانيان هنگامى كه در مجالس عيش و نوش شركت مىجويند بىاختيار دست و دل باز مىشوند . پادشاه غالبا به اين گروه هنرمندان بخششهاى شاهانه و كريمانه مىكند . بزرگان دربار نيز بر همين روش‌اند . يادم است در سال 1665 زمانى كه به قصد شرفيابى خدمت شاه عباس ثانى به هيركانى رفته بودم در دربار او دو تن از رقاصه‌ها را ديدم كه هر كدام معادل ده هزار اكو جواهر به سر و گردن خود آويخته بودند ؛ و وقتى از چنين آرايش گران‌سنگ به تعجّب در ايشان مىنگريستم دعوتم كردند به خانه‌شان بروم و تجمّلات ايشان را ببينم . با مترجمى به آن‌جا رفتم - هنوز زبان فارسى را نياموخته بودم - خانه‌شان بسيار وسيع و باشكوه و مزين به قاليها و چلچراغها و انواع ظروف
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 428 | ژان شاردن / اقبال يغمايى