هوسبار و هوشرباست ، و خم و پيچها و جست و خيز ظريفشان چنان بيننده را مسحور مىكند كه بىخويشتن مىشود . رقاصههاى ماهر همانند بندبازان چنان به چابكى هنرنمايى مىكنند كه چشم از دنبال كردن حركات رؤياآفرين آنان در مىماند . به راستى در نمودن هنر خود اعجاز مىكنند . من بارها شاهد هنرآفرينىهاى رقاصههاى ايرانى بودهام . آنان چنان به چابكى در سينه و گردن و شكم و دست و پاى خود تاب و پيچ مىافگنند كه انسان مىپندارد به عروسكهاى چوبى كه قسمتهاى مختلف بدنشان با پيچ و مهره به هم مربوط شده و به هر طرف مىگردد ، مىنگرد . بدن اين رقاصهها چنان لغزان است كه به هنگام هنرنمايى سر خود را چه در حال ايستاده و چه نشسته از پشت به زمين مىرسانند ، و در همان حال سينه و شكم خود را چنان موزون و متناسب به حركت در مىآورند كه عقل در كار شعبده مانندشان حيران مىماند . روى يك دست و يك پا به زيبايى و ملاحت و دلبرى مىرقصند و با حركات و نرمشهاى دلفريب خود اعجاز مىآفرينند . زنان مشرق زمين مانند مردان شلوار مىپوشند ، از اينرو چندان كه هنگام رقصيدن به تن و دست و پايشان خم و پيچ بيندازند و به چابكى جست و خيز كنند جز چهره و پايشان از قوزك به پايين هويدا نمىشود . اين نيز گفتنى است كه پاى رقاصههاى ايرانى مانند دستشان تميز و نرم است ، و همچنان كه انگشترى به انگشتان خود مىكنند به پاهاى خود خلخال مىبندند تا صداى ملايم و لطيفى كه از آن بر مىخيزد مايهء نشاط و طرب بيشتر بينندگان گردد .
خوانندگان و نوازندگان و خنياگران در حقيقت به منزلهء مقلّدان مشرق زميناند كه با نواختن ساز و خواندن آواز و دستافشانى و پايكوبى و بازيگرى خود بينندگان و شنوندگان را شاد مىدارند ، و در تمام بزمها و مجالس سرور ، وجود و حضور اين افراد كاملا ضرورى مىنمايد ، و اگر نباشند مجلس گرم و دلنشين نمىشود . اين گروه نواگران شادى آفرين به مناسبتهاى گوناگون به دربار خوانده مىشوند . مخصوصا اگر فرستادگان و افراد خارجى در آنجا باشند بودن اين گروه لازم مىنمايد . گاهى حضور همهء افراد گروه در مجالس ميسر نمىشود ، زيرا بعض آنها به بهانهء كسالت و ناراحتى از قبول دعوت خوددارى مىورزند ، امّا در چنين مواقع دست كم دو سوّم افراد گروه حضور مىيابند .
مجلس بزم با نواخوانى زنان آوازخوان آغاز مىگردد . موضوع اشعار غالبا شرح
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٢٦