تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
عشق سوزان عاشق حسرت رسيده و بيان آرزومندى و اشتياق او به ديدار و وصل معشوق است . در اين مرحله سوز و گداز عاشق در هجران معشوق به نمايش گذاشته مىشود ، امّا در مرحلهء دوّم نمايش رقّاصان و آوازخوانان و نوازندگان به دو دسته تقسيم مىشوند يك عده در چهرهء عاشقان دلشده در برابر معشوق خيالى زانو بر زمين مىزنند ، ناله و زارى مىكنند ، و چهره به آب ديده مىشويند دستهء ديگر در سيماى معشوق به عاشق بىقرار و نااميد و به جان رسيده پرخاش و ستم مىكنند و با سخنان تلخ و زهرآلود خويش دلشان را مىشكنند . مرحلهء سوّم نمايش بيانگر سازگارى و همدلى و همزبانى عاشق و معشوق مىباشد . در اين مرحله خوانندگان و نوازندگان نهايت هنرمندى و مهارت خويش را به معرض نمايش مىگذارند و رقّاصان با چرخشها و خم و پيچهايى كه به اندام لطيف خود مىاندازند و با حركات دلفريب و هوس‌انگيزى كه به سينه و پستان و دست و پاى خود مىدهند ، و با اشاراتى كه با چشم و ابروى خود مىكنند چنان بينندگان را بر سر هوس مىآورند كه از شرم و حيا سر به زير مىافگنند تا اطوار شهوت‌انگيز و فتنه‌خيز آنان را نبينند . با وجود اين ، مىتوان باور كرد كه مشاهدهء اين صحنه‌هاى طرب‌آفرين و نشاطافزا به اركان معتقدات مذهبى ايرانيان لطمه و آسيبى وارد نمىكند . زيرا به اعتقاد ايرانيان رهبانيّت و تجرّد نه تنها زشت و عيب است بل كه گناه و خطاست . افزون بر اين شرع اسلام دلالت بر آن دارد كه مردان پس از رسيدن به حدّ بلوغ بايد زن بگيرند . اين نكته را هم يادآور شوم كه برخى از خوانندگان بر اثر استعداد و قريحهء ذاتى كه دارند در هر مجلس اشعارى مىخوانند كه متناسب با علائق و احساسات و عواطف و حالات بينندگان و شنوندگان است ، امّا چنين كسان بسيار نمىباشند زيرا سنجش و تشخيص تمايلات روحى و اخلاقى مردم كارى آسان نيست ، و مستلزم اطلاعات واقعى در زمينهء روانشناسى و جامعه‌شناسى مىباشد . چنان كه من ديدم رقّاصه‌ها به صورت دسته‌جمعى كار مىكنند ؛ مثلا رقّاصه‌هاى پادشاه كه ورزيده‌ترين هنرمندان آنان مىباشند از بيست نفر تركيب شده است . اين دسته زير فرمان رئيسى كه سالمندتر از همهء آنهاست ، فعاليّت مىكنند ، امّا غالبا جدا از هم به سر مىبرند . رئيس دسته در مواقع لازم بايد آنها را جمع و به مجلسى كه خوانده شده‌اند رهنمايى كند . همچنين اگر اتّفاق را بر سر ماديات يا رشك و رقابت ميانشان خلاف افتاد آنان را به آشتى بخواند . در طرز زندگى و رفتار و اعمالشان