مردم وقتى از دور چشمشان به چاپار مىافتد مىگريزند و جاى مناسبى پنهان مىشوند يا رشوهاى به آنان مىدهند و از تعرضشان خلاص مىشوند يا اسب خود را به ايشان مىدهند . امّا اگر پيكها حامل فرمان شاه باشند رهايى از دستشان دشوار ، بل كه محال است ؛ زيرا جلب رضايت و كنار آمدن با ايشان شدنى نيست ، و اگر كسى با ايشان زبانآورى و درشتى كند دچار ضرب و شتم خواهد شد ، زيرا چاپاران كه پشتگرمى به دربار دارند از هيچ جور و ستمى خوددارى نمىكنند .
يكى از هزينههاى سنگين بزرگان خرج انعام چاپاران است ؛ زيرا وقتى شاه فرمانى به نام يكى از بزرگان صادر مىكند ، و وسيلهء يكى از غلامانش براى او مىفرستد گيرندهء فرمان بايد به تناسب شخصيّت خود و اهميّت مفاد فرمان تحفهاى لايق يا مبلغى قابل به آورندهء فرمان بدهد . همچنين تا هنگامى حامل فرمان در مقصد اقامت دارد بايد به افتخار وى مجالس ميهمانى با شكوه و مجلل برپا دارد ، و همه گونه وسايل سرگرمى و شادى وى را فراهم آورد . مثلا آمدن غلام شاه به ايروان بنا به آنچه من اطلاع يافتم براى صفى قلىخان استاندار چهارصد تومان ، معادل هجده هزار ليور خرج به بار آورد ، و مخارج غذا و منزل وى را بايد بر اين مبلغ افزود .
گاهى اوقات شاه شخصا هديهاى را كه گيرندهء فرمان بايد به آورندهء آن بدهد معين مىكند . در اين صورت گيرندهء فرمان بايد بىدرنگ دو برابر آنچه را كه شاه تعيين فرموده تسليم كند . گيرندگان فرمان به نسبت قدر و اعتبار خانواده و لياقت و قابليّت و مقامى كه آورندگان فرمان در دربار دارند به آنان حرمت مىنهند . مثلا اگر خود آورندهء فرمان مورد توجّه خاصّ شاه باشد گيرندهء فرمان در تجليل و تعظيم وى بيش از حدّ مبالغه مىكند ، تا از اين راه بيشتر مورد مرحمت و عنايت شاه قرار گيرد . در اين مورد يادم است در سال 1669 زمانى كه شاه منصب فرماندهى تفنگداران را به پسر نخستوزير خود داد ، خواست زرگران و جواهرتراشان دستگاه خود را كه چند قطعه جواهر زيبا براى او تراشيده بودند پاداش بدهد . از اينرو براى عدهاى از آنان فرمان نوشت و خلعت فرستاد آنگاه دستور داد فرمانده تفنگداران فرامين و خلعتها را به صاحبان آنها برساند و خود نيز معلوم كرد كه هر يك بايد سيصد تومان به آورندهء فرمان و خلعت انعام بدهد .
چهار تن از جواهرتراشان به جاى سيصد تومان چهارصد تومان كه برابر هجده هزار ليور بود انعام دادند ، افزون بر اين مقدارى پارچهء گرانبها نيز تقديم كردند .
من مدّت سه ساعت در مجلس عروسى ماندم ، و پس از خوردن ناهار از آنجا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٢٣