مىگويند . كاروان به معنى گروه مسافرانى است كه با هم به طرف مقصدى معين حركت مىكنند ، و ايرانيان غالبا آن را قافله مىنامند . در زمانهاى قديم خانهء بزرگان و اعيان و اشراف را نيز سرا مىگفتند ، و هنوز هم مىگويند ، و هدفشان از اين نامگزارى اينست كه اعيان و جاهمندان و پادشاهان را آگاه و هشيار كنند كه آنان نيز بايد از اين كاروانسراى دو در جاى بپردازند ، دل از اميدها و آرزوهاى بسيار و بىپايان خود برگيرند و به سراى ديگر بروند . در يكى از كتابها در اين باره حكايتى خواندهام كه آوردن آن خالى از فايده نيست .
درويشى كه از تاتارستان به راه افتاده بود وقتى به شهر بلخ رسيد بىخبر نگهبان و بىاجازه وارد سراى پادشاه شد . پوست تختش را درون بنا پهن كرد و روى آن نشست . وقتى نگهبانان او را ديدند غوغا برآوردند . غلغله درانداختند و فرياد كشيدند : اينجا كاروانسرا نيست قصر پادشاه است . در اين موقع پادشاه كه ابراهيم نام داشت به فرياد نگهبانان از داخل قصر به دهليز آمد و وقتى نگاهش به درويش افتاد از ته دل بناى خنديدن گذاشت . او را نزد خود خواند و پرسيد ترا چه افتاده كه قصر پادشاه را از كاروانسرا باز نشناختهاى ؟ درويش جواب داد : اعليحضرتا ، آيا اجازه مىفرماييد از شما چيزى بپرسم ؟ پس از پايان يافتن بناى اين ساختمان چه كسى در آن اقامت گزيده است ؟ شاه جواب داد : جدّ من . درويش گفت : پس از او چه كسى ساكن آن بوده است ؟ پادشاه گفت : پدر من . درويش گفت : پس از پدر شما اين قصر در ملكيّت كيست ؟ پادشاه گفت : اكنون از آن من است . درويش پرسيد : اعليحضرتا ، پس از شما اين كاخ از آنكه خواهد بود ؟ شاه جواب داد از آن پسرم . آنگاه درويش گفت شاها ، بنايى كه صاحبانش را بدين سان آسان آسان عوض مىكند ، و از يكى به ديگرى مىسپارد كاخ نيست ، كاروانسراست !
روز دوّم مارس در راهى كوهستانى و صعب العبور نه فرسنگ پيش رفتيم ، و با اينكه به قوّت و همّت گام برمىداشتيم دوازده ساعت در راه بوديم . شامگاه به ديه بزرگى رسيديم كه ملك كند (
melik kent
) شاه آباد نام داشت . اين ده بر روى كوه بلندى كه كانكونديل (
chalcondyle
) آن را پريارده (
periarde
) خوانده بنا شده بود . « 1 »
هامش
( 1 ) - دوبوا نوشته است : اين آبادى ارمنى نشين يك كليسا دارد كه داراى دو ناقوس است . تمام خانههاى آن زيرزمين ساخته شده . در بالا و فواصل اين خانهها براى چهارپايان علوفه كاشته شده و براى اينكه چهارپايان پامال نكنند دور