فرود مىآييم . آن روز بسى نمانده بود كه از شدت خستگى و فرسودگى بميرم .
بيمارى اسهال خونى سخت رنجم مىداد چنان كه ناچار بودم هر ربع ساعت به ربع ساعت براى قضاى حاجت از اسب فرود آيم . در طىّ اين راه بر اثر سختى بيمارى دو تن از من مواظبت مىكردند ، و يك نفر اسبم را مىراند . سراسر كوهستان به طور وحشتناكى پوشيده از برف بود . نه درختى ديده مىشد و نه گياهى . راهى كه از آن مىگذشتيم باريك ، و پوشيده از برف يخ بسته بود ، و بر اثر عبور و مرور مسافران پياده و چهارپايان از دو طرف متمايز بود ، و اگر پا از آن راه باريك بيرون مىنهاديم تا زانو در برف فرو مىرفتيم ؛ و چنان بود كه وقتى برف مىباريد ، يا باد سخت مىوزيد رفت و آمد در آن راه ممكن نمىشد ؛ زيرا شناختن راه ميسر نبود ، و هر سال بسيارى از مسافران و چهارپايان در اين راه جان مىباختند . اين برفها دائمى ، و كوهها همه فصول از برف پوشيده بود .
اين رشته كوه گرجستان را از ارمنستان جدا مىكند .
پس از اينكه اين كوه را پشت سر نهاديم و مسافتى جلوتر رفتيم وضع طبيعى زمين چنان تغيير يافت كه من سخت در عجب شدم ، گفتى كه پا به كشور ديگرى نهادهام . زيرا پيش از آن جز كوههاى سر به فلك كشيده و پوشيده از برف و درختان جنگلى چيزى نمىديديم ، امّا در آن هنگام دشتهاى گسترده دامن و پهناورى ديده مىشد كه جا به جاى آن تپّههاى پوشيده از برف به نظر مىرسيد و درختى جز اشجارى كه دور ديه نزديك نشانده بودند مشاهده نمىشد .
بارى ، در دهكدهء بزرگ قاراكشيش (
kara kechichs
) فرود آمديم . اين ده نزديك كوهى كه به آن زحمت از آن گذشته بوديم ، در ساحل رود زنگى (
zengui
) واقع بود . اينرودخانه قسمتى از ارمنستان كبير را آبيارى مىكند .
پس از توصيف و تشريح وضع جغرافيايى سرزمينهايى كه از آنها گذشتهام ، مصلحت نمىدانم و نمىخواهم آنچه را كه جهانگردان و مصنفان قديم يا جديد دربارهء آنها نوشتهاند ، بياورم ؛ زيرا گفتههاى آنان ضد و نقيض و غالبا تاريك و مبهم است . استرابن آنچه را كه مصنفان پيش از او آوردهاند با اندكى تغيير و تصرّف در آثار خود ذكر كرده ، و مؤلفان بعد از وى نيز نوشتههاى او را با تصرّفاتى اندك تكرار كردهاند . چنان كه اگر كسى نوشتههاى مصنفان قديم را با گفتههاى جغرافىدانان اخير برابر نهد تضّاد و مغايرت آنها را كاملا در مىيابد . مثلا مؤلّفان اخير حدود كلده