پنهان از نظر او مىدادم . مسافرت در همراهى چنين راهنمايان در كمال امن و آسودگى و سرور انجام مىگيرد ؛ زيرا آنان با چابكى و درايت و موقعشناسى وظايف خود را انجام مىدهند . با اينكه بيم هيچ حادثه نمىرفت اتاقى را كه من در آن خوابيده بودم دهقانان نگهبانى مىكردند ، و مراقبتشان بدين سبب بود كه در اين مورد مؤكدا به ايشان سفارش شده بود .
بيشتر خانههاى اين دهكده همانند غار و زاغه بود چنان كه سقف خانههايشان از سطح زمين بالاتر نبود . اما بعضى آنها را بر روى دارها و تيرهاى ستبر و ضخيمى ساختهاند كه اندكى بالاتر از سطح زمين است و روى آنها را سبزه و چمن پوشاندهاند . روى سقف هر خانه روزنهاى براى درآمدن نور و بيرون شدن دود تعبيه شده است . اينروزنهها چنان است كه به هنگام ضرورت باز يا بسته مىشوند . يكى از خصوصيّات اين خانههاى غار مانند اين است كه تابستانها سرد و زمستانها گرماند .
افزون بر اين از دستبرد دزدان در امانند . در فصل زمستان سراسر اين دهكدهها چنان از برف پوشيده مىشود كه خانهها جز از بيرون شدن ساكنان آن ، يا خارج شدن دود از روزنه شناخته نمىشوند ، و گاهى خروج دود نيز موجب شناسايى ديه نمىشود زيرا هيزمهايى كه مىسوزانند چنان خوشسوز است كه توليد دود نمىكند ، و مختصر دودى كه متصاعد مىشود به سبب رقت و لطافت هوا زود محو و ناپيدا مىگردد .
دهكدهء دلمان تا شش فرسنگ پيرامون آن از شمال تا جنوب ، و از مشرق به مغرب متعلق به كانشى خان (
canchi can
) ، است نام مجموع اين آباديها قزاقستان و جزو كشور ايران است و به شيوهء گرجستان اداره مىشود ، بدين معنى كه پسر پس از پدر بر آن فرمانروايى مىكند . شاه عباس همان سال كه بر گرجستان مسلط شد قزاقستان را نيز زير فرمان خود درآورد . قزاقها مردمانى كوهنشين سركش بىآرام و وحشى و بىرحماند ، و نژادشان به قزاقهايى مىپيوندند كه در كوهستانهاى شمال شرقى درياى خزر سكونت دارند .
روز پنجم پنج فرسنگ از اين معبر كوهستانى كه رفتن از آن بسيار سخت و طاقتسوز بود و وضعش را پيش از اين آوردم ، گذشتيم . راه تا دو فرسنگى دليجان چنان پر نشيب و فراز بود كه چنين مىنمود گاه بر آسمان « 1 » مىشويم و گاه به زمين
هامش
( 1 ) - اين گردنه 2114 متر بلندى دارد .