تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
متنوع است رهگذران را بهره‌مند مىدارد . روز اوّل مارس در دشتى زيبا و خوش‌منظر هشت فرسنگ راه پيمودم . مسيرمان مستقيم و مايل به شمال شرق « 1 » بود . پس از سه ساعت به ديهى رسيديم كه صد خانوار داشت و كوپرى كنت ناميده مىشد كه به معنى دهكدهء پل است . اين نام را از آن بر اين دهكده نهاده‌اند كه پلى بس زيبا و مستحكم نزديك آن بر روى رودى به نام تابادى ساخته شده . اين پل ميان دو كوه كه رود از ميان آنها مىگذرد روى چهار طاق كه از نظر بلندى و پهنا نابرابرند زده شده است . پايه‌هاى پل كه طاقها بر آنها تكيه دارند از آن نامنظم و بدنما بالا رفته كه بر روى دو صخرهء عظيم درون رودخانه بنا شده‌اند . دو طاق طرفين توخالى مىباشند و براى توقّف مسافران مناسبند . همچنين در آنها راهروهاى سرپوشيده و اتاقهاى كوچكى كه هر كدام داراى بخارى ديوارى است به منظور رفاه حال مسافران ساخته شده است . طاق ميان نهر كه در هر طرفش اتاقى است و نيز دو مهتابى سرپوشيده دارد در چند نقطه شكاف برداشته است . دو پله واقع در عرض طاق ورود به مهتابيها را ميسّر مىكند ، و در فصل تابستان نگريستن از اين مهتابيها و اتاقهاى اين پل به اطراف به راستى فرح‌بخش و روح‌افزاست . نزديك پل كاروانسرايى است كه رو به ويرانى دارد . اساس ساختمان آن بسيار خوب است . چند اتاق دارد كه همه مشرف به رودخانه است و هر كدام داراى يك مهتابى جداگانه است و هرگز در سراسر گرجستان پلى به زيبايى و خوبى اين پل ، و كاروان‌سرايى به خوش‌تركيبى و خوش‌منظرى اين كاروانسرا نديده‌ام . « 2 » به طور كلّى كاروانسراها بناهاى عظيم و وسيع و مستحكمى هستند كه براى
هامش
( 1 ) - بايد جنوب شرقى باشد نه شمال شرقى زيرا شاردن در كنار و جهت جريان رود كور حركت ميكرده است . ( 2 ) - دوبوا كه در سال 1834 از آن‌جا گذشته دربارهء اين پل و كاروانسرا چنين ياد كرده است : اين‌رود به چند نام معروف است . روسيان آن را پل سرخ مىنامند ، و گرجيها و تاتارها پل شكسته و ويران شده . در سال 1647 رستم پادشاه گرجستان آن را ترميم كرد و كنارش كاروانسراى خوبى بنا نهاد ، و براى اين‌كه مسافران دسترسى به خواربار و وسايل و لوازم ديگر داشته باشند آبادى كوچكى نزديك پل ساخت . اين پل كه از آجر سرخ ساخته شده بود بنايش به استحكام اوليه باقى است ، و در آن خرابى زيادروى نداده ، اما اتاقهايش كه روزگارانى دراز پناهگاه مسافران بوده چنان از كود و زباله و لاى و لجن انباشته شده كه پا در آن نمىتوان نهاد . ديوار اتاقها كه سابقا سراسر سفيد و پاكيزه بود . حالا مستور از خطوطى است كه هزاران مسافر از مليتهاى مختلف در طى سالها بر آنها يادگار نوشته‌اند و امضا كرده‌اند . از كاروانسراى بزرگ و زيباى كنار پل نيز جز آثار كمى به جا نمانده ، و از آبادى مجاور آن نيز نشانى باقى نيست .