تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
ساعت يازده صبح روز بيست و هشتم از تفليس بيرون رفتم جراح لهستانى كه قبلا به مناسبتى از او نام بردم و چند نفر از گرجيها كه با آنها سابقهء معرفتى داشتم تا يك منزل مرا بدرقه كردند . راهنماى من مسافتى جلوتر مىرفت تا مأمورين ماليات را كه هنگام بيرون رفتن هر اسب باركش از شهنر مبلغى مىگرفتند از مزاحمت و گرفتن باج از همراهان و محمولات من برحذر بدارد . اين گونه راهنمايان مهماندار ناميده مىشوند و معمولا به آنها مأموريّت مىدهند كه از سفيران و بزرگان خارجى و داخلى به هنگام مسافرت نگهبانى به عمل آورند ، و در تمام طول سفر براى آنان منزل مناسب ، خواربار و اسب سوارى يا باركش و درشكه و هر چه مورد نيازشان باشد آماده كنند . مهمانداران در حقيقت همانند مسؤولان تداركات و خوانسالاران موظّف به تهيهء هرگونه وسائل آسايش براى ميهمانان خود مىباشند و هر جا و هر زمان بايد به خدمتگرى آماده باشند . چون ميهمانان در تمام مدت مسافرت از يارى و مددكارى ميهمانداران برخوردارند ، حتّى زحمت رساندن پيام به حكّام و بزرگان هر محل ، و مشابه اين كارها به عهدهء ايشان است بنابراين موجبى براى تشويش خاطرشان در ميان نيست . اين نكته نيز گفتنى است كه راهنمايان در برابر زحماتى كه مىكشند خرج سفرهء قابلى مىگيرند ، فى المثل مردم شهركها و ديه‌ها و آباديهاى سر راه به آنان هدايايى مىدهند تا به دستاويز و بهانهء خرج راه مهمانان بيش از اندازه پول يا چيز ديگر از آنان نستانند و خساراتى بر آنان وارد نكنند . از روى ديگر بازرگانانى كه با محمولات زياد از همان مسير مىگذرند زير چتر حمايت آنان در مىآيند ، و نه تنها از بيم دزدان در امانند بل كه از دادن ماليات و عوارض نيز خوددارى مىكنند . اما بيشترين درآمد رهنمايان مزد و انعام است كه پس از رسيدن به مقصد از مهمانان دريافت مىكنند . من از اين‌كه بدين راحتى و آسانى بدون پيشامدن هيچ دشوارى يا حادثهء ناموافق توانسته بودم از تفليس بيرون بروم به دو سبب شادمان بودم . نخست اين‌كه نايب‌السلطنه دو سه بار به من پيغام فرستاده بود كه بسيار مشتاق ديدن محمولات من مىباشد ، و من به بهانهء اين‌كه شاه دستور اكيد فرموده است كه آنها را جز به او به هيچ كس نشان ندهم با سرسختى زياد درخواستش را رد كردم . چنان كه پيش از اين به مناسبت آورده‌ام كه نايب‌السلطنه از دربار اصفهان اطاعت كامل ندارد ، و مانند نايب‌السلطنه‌هاى ديگر به فرمانها و دستورهاى شاه اعتنا نمىكند . افزون بر اين
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 386 | ژان شاردن / اقبال يغمايى