اين نعمتها برخوردار باشد صاحبقران مىگويند .
3 - در زبان فارسى معمولا آسمان جايگاه مىگويند . زيرا شيعيان حضرت على بر اين اعتقادند كه پادشاهان ايران جانشينان حضرت پيغمبر و از جمله اولياء اللّهاند ، و پس از وفات همچنان كه پرندگان به آشيانهء خود پرواز مىكنند براى رسيدن به هدفى متعالى به آسمان اوج مىگيرند .
4 - معنى درست عمال كه من قاضى يا داور ترجمه كردهام حاكمان مراتب پايين است يا صاحبان مناصبى مانند داروغگى كه مسؤول و متصدى بعضى از جرائم است يا مستوفى كه مدير و ناظر امور مالى است ، يا شيخ الاسلام كه امور عرف را به عهده دارد يا وزير كه مسؤول كلّ ماليات مىباشد ، يا كلانتر كه تصدى امور بازرگانان با اوست .
5 - يكى از لقبها و عنوانهايى كه ايرانيان به پادشاهان خود مىدهند عالم پناه است و از آن نگاهبان اساس هستيها را اداره مىكنند .
6 - ذى قعدة الحرام يازدهمين ماه سال است . و اين ماه و محرم و ذى حجه از ماههاييست كه در زمانهاى گذشته جنگ و خونريزى حرام بوده است .
چون منشى دفتر سلطنتى زحمت آوردن و معرفى كردن امين آقا را كشيده بود يك پيستول به او دادم . معمولا پاداش چنين كارها معيّن نيست و بستگى به اهميّت كار و شخصيّت و مقام دو طرف ذى نفع دارد . راهنماى من پيش از گفتگو دربارهء مسائل ديگر اظهار داشت كه اسب در اختيار ندارد ، و من بايد پنج پيستول به او بدهم تا اسبى بخرد . من به كنه خيالش پى بردم و دانستم مىخواهد پيش از انجام دادن مأموريتش مزدش را بگيرد . زيرا بيم داشت وقتى به ايروان رسيديم ناجوانمردى كنم ، و مزدش را ندهم . يا به جاى مزد چيز بىقابليّت و ارزان قيمتى به او تقديم كنم .
من بر اين باورم كه ايرانيان بر اطلاق مردمانى حق ناشناس و كافر نعمتند ؛ مخصوصا كرجيها كه به راستى ناسپاسگزارند و حقّ احسان هيچ كس را به جا نمىآورند . بزرگترين خدمت را ناديده مىانگارند ، و عظيمترين مساعدت را روز بعد فراموش مىكنند . از اينرو مأموران و خدمتگران پيش از انجام دادن وظايف خود طلب پاداش و انعام مىكنند ؛ و بىرودربايستى و احساس شرم و خجالت براى كوچكترين خدمتها قبلا مزد مىگيرند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: ژان شاردن
ص٣٨٥