مىگويند پانسمان كرد .
براى معالجهء نزله و خونريزى گلو و سر بايد از جوهر كهربا استفاده كرد .
براى درمان كردن اسهال خونى بايد جوشاندهء برگ و دانهء مورد را به كار برد يا اينكه خون خرگوش را در شراب ريخت و به بيمار خوراند .
براى مداواى بواسير بايد برگ بارهنگ را ساييد و روى موضع را با آن اندود .
براى معالجهء درد كليه جوشاندهء برگ و دانهء خطمى سودمند است .
براى دفع سنگ مثانه نيز بايد از برگ و دانهء خطمى استفاده كرد .
براى درمان زخم و ناراحتى كليه شير نافع است .
براى معالجهء سينه پهلو ، ذات الجنب بايد دو گرده نان بسيار نازك را در آب آميخته به سنگ زاج و روناس كه آن را به زبان فرانسوى گارانس (
garance
) و به لاتن روبآتنكروم (
rubea tincturm
) مىگويند جوشاند و بعد يكى از آن دو نان را همچنان داغ - به حدّى كه براى بيمار قابل تحمّل باشد - روى سينه و يكى را پشت سينه چسباند ، و اين كار را تا حصول نتيجه هر روز همچنان ادامه داد .
براى درمان سرفه جوشاندهء گياهى كه به زبان فرانسه لانك دوشين (
langue dechien
) - زبان سگ - مىگويند نافع است .
دارويى كه براى معالجهء تبهاى ناشى از سرماخوردگى در اين كشور بسيار معمول است عبارتست از مشمعهاى اندود به چربى دنبه گوسفند آميخته به سودهء دارچين ، ميخك و هل ؛ و طرز استفادهء اين مرهم چنين است كه هنگام شدّت درد مشمعها را روى پيشانى ، شكم و پاهاى بيمار مىچسبانند ، و وقتى حالت لرز تخفيف يافت اين مشمعها را مىكنند و به جاى آن مرهم ديگرى كه با برگ كاسنى و بارهنگ و گياهى به نام سولانوم (
solanum
) درست شده به پيشانى و شكم مريض مىچسبانند . سپس يك بچه خوك شيرخوار را به دو قسمت تقسيم مىكنند و روى پاى بيمار مىگذارند . در تمام طول مدت بيمارى مريض نبايد جز نان و روغن بادام چيزى بخورد .
رافائل با قاطعيت و اطمينان تمام به من گفت به چشم ديده است كه در اين كشور بيمار مبتلا به تب ناشى از سرماخوردگى را در شدت لرز در آب غوطهور مىكنند . اين گفته را آسان باور نمىتوان كرد و در نظر من بسيار عجيب و خطرناك آمد ، با وجود اين مىتوان پذيرفت زيرا به سبب دگرگونگى شرايط اقليمى و تغييرات