اشعهء مشعلها بسان نقشهاى زيبا جلوه مىكرد . در ميان تالار حوض بزرگى پر از آب وجود داشت . هيچ كس احساس سرما نمىكرد ، زيرا كثرت جمعيّت در تالار ، و حرارت مشعلها چنان هوا را گرم كرده بود كه من در وقت بيرون شدن احساس ناراحتى كردم .
روى بام آنجا كه چادر برافراشته شده بود سراسر پوشيده از قاليهاى گرانبها بود ، و چهل مشعل بزرگ فضاى آنجا را روشن مىداشت . چهار مشعل نزديك نايبالسلطنه از طلا و باقى مشعلها از نقره بود . هر يك اين مشعلها قريب چهل ليور وزن داشت . قطر پايين پايهء هر كدام به پانزده شست ، و بلندى شاخهء هر مشعل يك پا و نيم بود . هر يك از مشعلها روغندانى داشت كه پر از پيه خالص بود و نور از دو فتيلهء داخل آن ساطع بود . اين گونه مشعلها بسيار پر نورند . ميهمانان به رديف روى تختها نشسته بودند . نايبالسلطنه در انتهاى چادر ، در صدر مجلس ، روى تخت بلندى كه سايبانى به شكل گنبد داشت جلوس كرده بود . پسران و برادرانش در طرف راست ، و اسقفها در طرف چپش قرار گرفته بودند . داماد در ميان آنان بود . به دعوت و دستور نايبالسلطنه من و مبلّغان روحانى بعد از اسقفها نشستيم .
بيش از صد نفر به اين جشن دعوت شده بودند . نوازندگان پايين مجلس بودند .
اندكى پس از آنكه ما در جاى خود نشستيم داماد با اسقف اعظم وارد شد . همين كه در جاى خود نشست بستگان نايبالسلطنه به او مباركباد و تهنيت گفتند ، و هدايايى به وى تقديم كردند . بيشتر مدعوين نيز چنين كردند . اين مراسم كه جنبهء مذهبى نيز داشت بيش از نيم ساعت به طول نينجاميد . هدايايى كه به داماد تقديم كرده بودند عبارت بود از پول طلا و نقره ، فنجانهاى كوچك نقره و غيره . بهاى مجموع اين هديهها به نظر من بيش از دويست اكو نبود . آنگاه مجلس براى صرف شام آماده شد . مقدمة سفره را جلو همهء ميهمانان گستردند . سفرهها هم پهناى تختها بود . سپس نان آوردند . نانها سه گونه بود . بعضى نازك مانند كاغذ ، برخى به ضخامت يك انگشت ، و قسم ديگر نانهايى كوچك و شيرين . قطعههاى گوشت در سينىهاى بزرگ سيمين و سرپوشيده جا داشت . در اروپا چنين بشقابهاى بزرگ به كار نمىرود . وزن هر يك از ظرفها با سرپوش پنجاه تا شصت مارك بود .
خدمتگرانى كه بشقابهاى پر از گوشت را مىآوردند آنها را روى سفرهاى كه در محلّ ورود گسترده شده بود مرتّب مىچيدند ، و عدهء ديگرى آنها را به دست
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: ژان شاردن
ص٣٧٤