تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
تشريفات ، نيمى از قرص نان بزرگى را كه جلوش بود در بشقاب زرينى گذاشت و به وسيلهء خوانسالارش براى من فرستاد ، و هم به وسيلهء او به من خير مقدم گفت ، و پس از مدتى كوتاه اوضاع جنگ ميان عثمانى و لهستان را پرسيد ، سپس جامى را كه خود با آن شراب مىنوشيد از شراب مخصوص خود پر كرد و به من داد . شراب خاص شاه در ظرف زرّين بزرگى كه به زيبايى تمام ميناكارى شده بود جا داشت ، و جام شرابخوريش طلاى مرصع به دانه‌هاى ياقوت و زمرد بود . مرد جاه‌مندى كه براى ما شراب مىريخت از جانب نايب‌السلطنه پيام آورد چندان كه مىتوانم شراب بنوشم و سرخوش و شادمان باشم . آن‌گاه دگربار ما را مورد لطف و عنايت خويش قرارداد و قسمتى از كبابى را كه براى شخص او آورده بودند و مشتمل بر يك قرقاول ، دو كبك و قسمتى از مرال بود براى ما فرستاد . او براى ما پيغام داده بود كه شراب با كباب شكار لذت بيشتر مىآفريند ، و البته قبلا تأكيد كرده بود كه ما را در بسيار آشاميدن شراب در تنگنا قرار ندهند . من در برابر اين همه الطاف كريمانه و عواطف محبت‌آميز تنها به ابراز سپاسگزارى و تشكر و امتنان بسنده كردم . كاپوسن‌ها نيز جز اين كارى نمىتوانستند كرد . زيرا رسم ايرانيان چنانست كه در مقابل الطاف و مراحم گرانمايهء بزرگان خاموش مىمانند و حرفى بر زبان نمىآورند . بر سر آن نيستم كه بيش از اين دربارهء نظم و ترتيب و رنگين و به آيين بودن اين پذيرايى شاهوار شرح و بسط بدهم . همين قدر مىگويم كه بر سر اين سفرهء شاهانه شراب زيادى به كار رفت . انواع غذاى پر گوشت و بدون گوشت وجود داشت . غذاهاى بدون گوشت را مخصوص كشيش و اسقف پخته و آماده كرده بودند زيرا آنان از خوردن گوشت پرهيز مىكنند . سه ساعت همچنان بر سر سفره بوديم . بعضى از دعوت شدگان مدتى پيش دست از خوردن كشيده به كنار رفته بودند اما از خوردن كباب سير نشده بودند . هنگام بيرون شدن از قصر از سر اخلاص و ارادت به نايب‌السلطنه تعظيم كرديم ، وى نيز يكى از بزرگان دربار را مأمور فرمود بار دگر به ما خير مقدم بگويد و تا منزل خودمان بدرقه كند . روز چهاردهم نايب السلطنه دو ظرف بزرگ پر از شراب ، دو قرقاول ، چهار كبك ، براى من فرستاد . او وسيلهء صاحب شخصيّتى كه اين هدايا را آورده بود پيغام فرستاده بود كه آيا به چيزى نياز ندارم ؟ كاپوسنها به خوبى از من پذيرايى مىكنند ؟