كه به عقيدهء مسلمانان مظهر فصاحت و بلاغت است ، و هيچ كس نمىتواند جملهاى بدان زيبايى و لطافت و روانى بياورد گرفته شده است . در اين كتاب شريف شواهد بسيارى از اين مقوله توان يافت . مثلا آنجا كه از كارهاى عظيم خدا سخن در ميان است ، همهء آنها را به ملايك نسبت مىدهد . مثلا مىگويد : ملايك آسمان و زمين را آفريدند ؛ و اين نشان قدرت پروردگار است زيرا وقتى ملايك كه آفريدهء حضرت حقاند قادر به ايجاد زمين و آسمان باشند آشكار است كه خالق آنها قادر مطلق است ، و به هر كارى تواناست . از اينها گذشته مردم مشرق زمين به حقيقت بندهاند ، زيرا اختيار حيات ، دارايى ، زن و فرزند ايشان همه به اراده و دلخواه پادشاه مىباشد . شگفت اين كه از اين گونه زندگى وحشتبار ناراضى نمىباشند ، و در رهايى خويش نمىكوشند ، و بدان افتخار مىكنند . حتى رجال و اعيان نيز به بندگى تفاخر مىنمايند ، و داشتن عنوان شاه قلى و غلام شاه كه به معنى نوكر شاه است در ايران همانقدر مايهء گردنفرازى و تفاخر است كه لقب ماركى در فرانسه .
5 - ولى النعم كه من به بخشندهء نعمتهاى مادى ترجمه كردهام از دو كلمهء ولى و نعم تركيب شده ، ولى به معنى قائم مقام ، شاه و نايبالسلطنه است كه در محل فرمانروايى خود داراى كليّهء اختيارات مىباشند . ايرانيان شاه خود را ولى مىخوانند و مقصودشان از ولى حضرت على عليه السلام است كه خداى بزرگ پس از حضرت پيغمبر او را مهتر خلقان دانسته و پادشاهى جهان را به وى بخشيده است . و نعم جمع نعمت است و نعمت از انعام مشتق شده و به معنى هديه ، و بخشش مادى دنيوى است .
بنابراين كلمهء مركب ولى النعم را كه ايرانيان به هنگام بردن نام شاه بر زبان مىآورند بيانگر اين معنى است كه سلطان در اين دنيا جانشين مع الواسطهء خداست ، و اوست كه به نمايندگى از سوى ذات حضرت احديت نعمتهاى جهان را به مردمان مىبخشد ، و وسيلهء اوست كه آسمان بخششهاى خود را به خلق جهان ارزانى مىدارد .
6 - در متن فارسى عبارت مبارك نشان آمده است . در فرمان نام دوازده تن جانشينان حضرت پيغمبر آمده كه در جمع نشان مبارك مىخوانند و به معنى حقيقى مقدس مىشمارند .
* * * وقتى به حضور نايب السلطنه رسيدم و مراسم تعظيم و تجليل به جا آوردم سخنى نگفتم . او نيز حرفى بر زبان نياورد . دقيقهاى چند پس از انجام يافتن مراسم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: ژان شاردن
ص٣٧١