تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
شرابى را كه برايم فرستاده سازگار وجودم هست ، و اگر از آن خوشم مىآيد به مسؤول آبدارخانه دستور دهد كه هر روز به مقدار كافى از آن برايم بفرستد . من وسيلهء همان نجيب‌زاده به عرض نايب‌السلطنه رساندم كه ميزبانان دقيقه‌اى از مواظبت من غفلت نمىورزند ، و ما شراب عالى مرحمتى اعليحضرت ايشان را به سلامتى وجود شريفشان مىنوشيم . شرابى كه نايب‌السلطنه فرستاده بود چندان قوى و مردافگن بود كه نوشيدن چند پيمانهء آن آسان نبود . آن شب غذاى خوبى آماده كرديم و با آن شراب خوب خورديم . يك جرّاح لهستانى و دو مرد سريانى كه از جمله ملازمان دربار نايب‌السلطنه بودند ، آن شب ميهمان ما بودند . روز شانزدهم نايب‌السلطنه مرا به بزم عروسى خواهرزاده‌اش دعوت كرد . من و رئيس گروه مبلّغان و رافائل ، ساعت پنج به دربار رفتيم ، مراسم عروسى پيش از ورود ما در همان تالار كه يكشنبه پيش در آن غذا خورده بوديم آغاز شده بود . بسيار مايل بودم كه آن مراسم را به چشم خود ببينم ، اما سراسر تالار را زنان در اختيار خود گرفته بودند . افزون بر اين به جز نايب‌السلطنه و منسوبان نزديك وى و اسقف اعظم و اسقفها هيچ مردى اجازهء ورود به تالار نداشت . گفتنى است كه رسم جلوگيرى از اختلاط زن و مرد از زمانى در گرجستان معمول شده كه ايران بر اين سرزمين تسلّط يافته است . اين رسم در بعضى شهرهاى بزرگ رعايت مىشود و در شهركها و ديه‌ها ، حتى شهرهايى كه مسلمانان در اقليّت هستند . زنان بدون حجاب مشتركا با مردان كار مىكنند اما پنهان نمىتوان داشت كه هر چه تسلّط ايران بر گرجستان بيشتر مىپايد تأثير آداب و رسوم ايرانيان بر خلق گرجستان فزون‌تر مىشود چنان كه بىآن‌كه زنان را بر سر كردن چادر ناچار و وادار كنند خود به خود در پرده مىشوند . بدين حبس و بند بىحصار و زنجير رو مىآورند ، و بدين‌سان شعلهء فروزان آزادى زنان به خاموشى مىگرايد . جشن عروسى روى بام قصر كه دور آن را با تختهايى به بلندى دو گام محصور كرده بودند برگزار شد . بر روى بام‌پوش بسيار بزرگى افراشته بودند . اين چادر بر روى پنج ستون كه هر يك بيست و دو پا بلندى و پنج شست ضخامت داشت ، قايم بود . سراسر روى آستر خيمه را با پارچه‌هاى زربفت و خوش رنگ و نگار ، و منسوجات سيمين‌تار چنان به دقت و حسن سليقه پرداخته بودند كه در برابر تابش
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 373 | ژان شاردن / اقبال يغمايى