خوش مىآمد ، امّا در نظر من نه تنها شادىآور و طربخيز نبود بل كه دلازار و ناسازگار مىنمود .
نايبالسلطنه كه از بادهپيمايى بسيار سخت سرخوش و سرمست شده بود به رئيس گروه مبلغان دستور داد كسى را بفرستد تا پيانويش را بياورد . اين فرمان در نظر كشيش و همكارش خوش نيامد ، و به نوعى در اجراى آن سستى و تعلّل كردند . علّت اصلى خوددارى آنان از اجراى دستور نايبالسلطنه حضور من بود . زيرا بيم آن داشتند كه من خبر پيانو نواختن وى را در چنان مجلس ، به ديگران بگويم ، و مايهء رسوايى و آبروريزيش شود . زيرا پيانو نواختن چنان شخصيّت عالى درجهء روحانى در حضور صاحبمقامى مسلمان و گروهى غير همدين در چنان مجلسى كه همه سرمست و خراب و بىخويشتن بودند براى وى موهن و افتضاحآميز و بدنام كننده بود . امّا به هر روى بيم و وحشت عدم تمكين وى را به اطاعت و فرمانبردارى ناچار كرد .
وقتى پيانو را آوردند و در مهتابى روى چهارپايه نهادند ، رئيس هيات مبلّغان كه به نواختن آن ناچار شده بود شروع به كار كرد ، اما نايبالسلطنه بدان قانع نشد و دستور داد هم بنوازد و هم بخواند . وى نخست چند نغمهء مذهبى به آواز خواند (
lemagnificat - le te deum rego
) ، و چون اين سرودها پسند نايبالسلطنه نيفتاد چند قطعهء دربارى به زبانهاى ايتاليايى و اسپانيولى به آواز خواند . پيانو كوك نشده بود و نوايى كه از آن برمىخاست طربزا نبود . با وجود اين كشيش خسته و شكستهپشت و سپيدموى ، مدّت دو ساعت به رنج تمام به نواختن و خواندن پرداخت .
در اين هنگام ارشد خوانسالاران كه در خانوادهاى مسلمان به دنيا آمده بود و در ديندارى متعصّب بود از من پرسيد : آيا نواختن موسيقى در مذهب شما جايز و حلال است ؟ جواب دادم : آرى . گفت : اما در دين اسلام حرام است . ما مدّت نيم ساعت همچنان در اين موضوع با هم گفتگو كرديم . وى ضمن صحبت گفت : با اين كه در مذهب ما موسيقى و غنا حرام است ، معهذا در سرتاسر ايران رواج دارد . سپس ادامه داد با اينكه ساز و آواز در دين شما منع نشده روا و پسنديده نيست يك مقام رسمى روحانى كه بايد زبانش به ستايش خداى بزرگ مترنم باشد در چنين مجالس براى سرگرم داشتن ميهمانان آوازخوانى كند و نواساز نمايد .
مقارن اين حال يكى از كشيشان گرجى در همين زمينه با رافائل صحبت مىكرد . من از بحث و گفتگوى آن دو چيزى سر در نياوردم زيرا به زبان گرجى آشنا