تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
است . ايرانيان و ديگر كشورهاى مشرق زمين على العموم به تمام اروپاييان پيرو حضرت مسيح كه در يك سرزمين مسيحى ديگرى به دنيا آمده‌اند فرنگى مىگويند . بجز مردم مسكوى را كه اروس مىنامند . اسم فرنگى يا از نام فرانكوس (
francus
) شاه گلوا (
gaulois
) اقتباس شده يا از اسم ملت و كشور فرانسه ؛ زيرا چنان كه پيش از اين به مناسبتى اشاره كرده‌ام ميان كشورهاى مسيحى فرانسه نخستين كشورى است كه با مسلمانان روابط بازرگانى برقرار كرده است . از روى ديگر ظواهر و قرائن نشان مىدهد كه از زمان جنگهاى صليبى نام فرنگ يا فرانك براى مسيحيان اروپا علم شده و مشخّص اتحاديه‌اى بوده نه نام يك ملت ؛ و گروهى نيز بر اين اعتقادند كه ريشه كلمهء فرانك از لفظ عربى فرهنگ است . 3 - كلمه‌اى را كه من به زبان فرانسوى (
garde - robe
) - صندوقخانه - برگردانده‌ام در اصل توصيه‌نامه سر كار است كه به معنى رئيس كار و هر شغل و مسؤول انبار و مخزن مىباشد . پادشاه و بزرگان در عمارات خود كارگاههايى از بعضى هنرها و حرفه‌ها دارند كه كارخانه يا به معناى اخصّ آزمايشگاه ناميده مىشوند . اينها همانند نمايشگاه صنايع مستظرفهء دوك فلورانس (
duc flerence
) يا نمايشگاه لوور (
louvre
) مىباشند . در اين كارگاهها يا نمايشگاهها استادان چيره‌دست و ماهرى كه احتياجات غذايى و ديگر نيازمنديهاشان از هر جهت تأمين ، و نيز لوازم و موادّ كارشان از هر جهت آماده شده كار مىكنند . به اين استادكاران هنرمند در برابر هر چيز خوب و دلپسندى كه بسازند هديه‌اى مناسب ، يا مزد بيشتر داده مىشود . 4 - مراد از جملهء « شايستهء گنجينهء بندگان درگاه اعلى » بيان شكوهمندى ، تجمّل و دبدبهء خزانهء سلطنت است ؛ كنايه از اين‌كه خزانهء پادشاه چنان از گوهرهاى گرانبها و كمياب ممتلى است كه بسيار نادرند جواهراتى كه قابل و لايق نگهدارى در خزانهء پادشاه باشند ، و شايد چنان جواهر وجود نداشته باشد . در فرمانها و مكاتيب دربار پادشاهان ايران از اين اصطلاحات اغراق‌آميز بسيار به كار مىرود . مثلا وقتى كه سفير به افتخار شرفيابى حضور شاه نايل شود مىگويند و مىنويسند : به شرف پاىبوسى بندگان اعليحضرت شاهنشاه مفتخر شد . يا وقتى بخواهند بگويند : شاه فلان كار بزرگ را انجام داد مىگويند : بندگان اعليحضرت همايونى به اين كار مهم اقدام فرمودند . اين گونه تقرير يا تحرير كمال غرور و خويشتن‌نگرى عامهء مشرق زمينيها خاصه پادشاهان آن قاره را نمايان مىكند . به اعتقاد من اين گونه ترسل از قرآن مجيد