تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
(
alcide
) و تزه (
these e
) ايرانيان‌اند ؛ و همچنان كه السيد يونان زمين چندين نام داشته ، قهرمانان و پهلوانان ايران اسمهاى متعدد داشته‌اند . ميان دليران و قهرمانان ايران آن‌كه معروف‌تر از همه است و نامش بر سر همهء زبانهاست رستم مىباشد . 7 - اردوان نام موجودى ديوآسا و قهرمانى بوده كه سراسر آسيا را زير فرمان خود درآورده و پايتختش را در ايران قرار داد . در هيچ كتاب تاريخى فتوحات و جهانگيريهايش شرح نشده است ، ولى در افسانه‌هاى حماسى وصف قهرمانيها و دليريهايش آمده است . 8 - در اصل گره‌گشاى هرگونه گره است . 9 - به اعتقاد من مردم هيچ سرزمينى به اندازهء مردم ايران به موهومات نجومى اعتقاد ندارند . من جاى ديگر در اين باره به تفصيل سخن مىگويم . در اين‌جا فقط به اين نكته اشاره مىكنم كه ايرانيان اهل قلم و كتاب و كتابت و تصنيف و تأليف را به عطارد نسبت مىدهند ، و بر اين باورند كسانى كه در دورهء ظهور اين ستاره به دنيا مىآيند باريك‌انديش ، روشن‌نگر ، فرهنگ‌جوى و تعليم‌گر خواهند بود . 10 - خاقان نام يكى از پادشاهان باستانى چين بوده . در سرتاسر مشرق زمين هيچ نامى عظمت و شكوه و شوكت اين نام را ندارد . مىگويند خاقان چين همواره حامى و طرفدار دوستى و آشتى و صفا بوده ، و از جنگ و ستيز و آويز نفرت داشته است . از اين‌رو پادشاهان مشرق زمين اين لقب را براى خود اختيار مىكنند . چنان كه امپراتوران رم خود را سزار مىناميدند ؛ و كلمهء خاقان داراى همان معنى و مفهوم اوگوست ، خجسته ، همايون - در زبان فرانسوى است ؛ زيرا ايرانيان وقتى بخواهند ارزش و قدر چيزى را بسيار بستايند ، و بالا ببرند مىگويند : خاقانى است . و اين پايان فرمان و خاتمهء مشكلات آنست ؛ و با اين‌كه در آن استعارات و كنايات زياد آمده گمان نمىكنم كه درك مفهوم و معانى آن دشوار باشد . 11 - عمدة التجار را گل سرسبد بازرگانان ترجمه كرده‌ام اين اصطلاح معادل منتخب ، زبده ، و عالى است . ايرانيان معمولا اين لغت را براى بيان برترى همه كسان از هر طبقه و رده : سفيران خارجى ، بزرگان ، اعيان ، بازرگانان ، حتى ارباب حرف و پيشه به كار مىبرند . 12 - در زبان فارسى لفظ « نه » هم بيانگر ملاطفتهاى خسته كننده ، و هم شارح درخواستهاى مغرورانه است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 366 | ژان شاردن / اقبال يغمايى