نخستوزير پس از خواندن فرمان مفاد و مضمون آن را آهسته و شمرده به عرض نايبالسلطنه رساند . بعدها از قول وى و پسرانش شنيدم كه گفته بودند ما هرگز فرمانى چنين جالب و جامع و افتخارآفرين نديده بوديم . همهء بزرگان و اعيان و اشراف از حروف زرّين و حاشيههاى تذهيب و تزيين شدهء فرمان به حيرت درافتاده بودند ، و از آن تعريف و تحسين مىكردند . نايبالسلطنه دستور داد رونوشت آن را بنويسند .
فرمان روى يك كاغذ دراز به طول دو پا و نيم و به عرض سيزده يا چهارده شست دست با آب طلا و رنگ آبى و سرخ و مشكى نوشته شده و من كلماتى را كه در فرمان با آب طلا نوشته شده با حروف بزرگ نوشتهام ، و عبارات و جملاتى را كه در متن با حروف رنگين است ، ميان دو قلاب جا دادهام . اين نكته نيز گفتنى است كه در تمام فرمانها و نامههاى پادشاه و اعتبارنامهها و گذرنامهها كه به نام خدا آغاز مىشود نام خدا را با آب طلا مىنويسند . اگر اسم پيغمبر يا امام در ميان آيد با رنگ آبى ، و نام شاه را با رنگ سرخ مىنويسند ، اما اگر در مكتوبى نام خدا و اسم ائمه درج نشده باشد نام پادشاه را با آب طلا مىنويسند ؛ همچنين اگر پادشاه بلافاصله بعد از نام خدا بيايد هر دو نام را با آب طلا مىنگارند .
منشيان فرمانهاى شاه را با خطّ ريز و ظريف چنان كه با مركّب مىنويسند با آب طلا مىنگارند . براى تهيّهء آب طلا ورقههاى بسيار نازك طلا را محكم و مدت زياد روى سنگ مرمر مىسايند ، سپس با يك قلم موى ظريف گرد طلا را جمعآورى مىكنند ، و همچنان كه در نوشتن مركب را به كار مىبرند از آن استفاده مىكنند . براى نوشتن به رنگهاى مختلف تقريبا همين روش معمولى است . منشيان در به كار بردن رنگهاى مختلف چنان چيرهدست و ماهرند كه گوئى نامه را با قلممو نقاشى كردهاند ، و با قلم نوشته نشده است .
1 - اصل فرمان با عبارت هو الله سبحانه آغاز شده است . اين جملهاى عربى و از قرآن است . در زبان تازى هو « 1 » نام اصلى خداست ، نه اللّه كه به معناى بلند جايگاه است و اعلى مرتبه است . هو همان يهوهء عبرى است كه به معنى « او » و « آنكه » و « هست » و « آنكه هست » و در مجموع به معنى آنكه به وجود خود قائم
هامش
( 1 ) - ضمير هو 477 بار در قرآن كريم آمده است .