تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
پنجاه هزار تن جان سپردند . سيصد و پنجاه سال بعد ، يكى ديگر از شاهان تاتار اوزبك پسر سلطان محمّد خوارزمشاه بر تفليس تسلط يافت ، و در اين شهر مرتكب بىرحميها و وحشيگريهاى خانمان‌سوز شد . در قرن اخير تفليس دوبار در معرض هجوم تركان قرار گرفت . بار اول در زمان فرمانروايى شاه اسماعيل ثانى شهريار ايران و بار دوم در زمان جانشين او . سلطان سليمان پادشاه عثمانى پس از تصرّف تبريز بر تفليس نيز استيلا يافت . طبق محاسبات نجومى ، رياضىدانان ايران ، شهر تفليس در طول هشتاد و سه درجه و در عرض جغرافيايى چهل و سه درجه و پنج دقيقه واقع است . اين شهر ملقّب به دارالملك يعنى خانهء پادشاه است ؛ و اسمى است با مسمّى ، زيرا پايتخت يك كشور مهم است . * * * روز دهم رئيس گروه كاپوسن ورود مرا به عرض نايب‌السلطنه رساند . من درخواست كرده بودم آمدنم را به وى اطّلاع دهد ؛ زيرا ناشدنى بود كه من و كسانم با آن همه اثاثه و اموال وارد شهر شويم ، در منزل كاپوسنها فرود آييم ، و او آگاه نشود . زيرا هر روز كليهء وقايعى را كه در شهر و خارج آن مىگذشت به اطّلاع وى مىرساندند و بىگمان او به درستى آگاه بود كه در مينگرلى بر من چه گذشته است . بنابر اين من خود مايل به ديدار نايب‌السلطنه بودم . مىخواستم فرمان شاه را كه در آن سفارش اكيد شده بود كه كليّهء فرمانداران و استانداران و مأموران در هر طبقه و هر مقام موظّف به رعايت حال من بودند ، به وى نشان بدهم . يقين داشتم كه نايب‌السلطنه به محض خواندن فرمان شاه به گرمى و مهربانى هر چه تمام‌تر از من پذيرايى خواهد كرد ، و هر چه بخواهم براى ادامهء سفر راهنما و نگهبان و خدمتگر در اختيارم مىگذارد . شهنوازخان وقتى شخصيّت مرا شناخت و دانست كه شاه مرا براى انجام دادن كارهاى خود به اروپا فرستاده است به رئيس گروه مبلّغان دستور داد كه از جانب او به من خير مقدم بگويد و از ورودم به تفليس اظهار شادمانى كند ، و بگويد كه با بىصبرى منتظر ديدار من است . گرچه نايب‌السلطنه خواسته بود كه هر چه زودتر به ملاقاتش بروم ، اما من نه خود را براى ديدار فورى او آماده كرده بودم و نه بدين كار مصمّم بودم . مىخواستم نخست وسايل ادامهء سفرم را هر چه تمام‌تر آماده كنم ، پس آن‌گاه به ديدن نايب السلطنه بروم تا هر روز مجبور نباشم در دربارش حضور يابم . از