چنان كه سابقا اشاره شد اين گروه مبلّغان براى تبليغ و فعّاليتهاى مذهبى و اقامت خود در سراسر گرجستان فقط دو ساختمان در اختيار دارند ، و ديگر مراكز تبليغاتى خود را بر اثر شدت و دوام جنگهاى ايميرت و گوريل و حوادث ويران كننده و وحشتآفرين كه در اين سرزمينها اتفاق افتاده تعطيل كردهاند .
زمانى كه قصد ترك تفليس را داشتم كاپوسنها خود را آماده مىكردند كه در ماه ژوئن به سرزمين كاخت و ديگر نقاط دامنههاى كوه قفقاز سفر كنند . در آن هنگام گروه ايشان مركّب از دوازده تن بود كه نه تن روحانى و سه تن غير روحانى بودند .
شهر تفليس جمعيت زياد دارد . سكنهء اين شهر از اقوام و ملل مختلف تركيب يافته چنان كه مىتوان گفت در هيچ نقطهء دنيا اختلاط جمعيت بدينسان نيست .
بازرگانى اين شهر رونق بسيار دارد . دربارش مجلّل و باشكوه است ، و از نظر كثرت درباريان و عظمت بنا و ديگر شرايط و لوازم همطراز دربار پادشاهان مىباشد . امّا دربارهء وجه تسميهء اين شهر چندان كه تحقيق كردم چيزى عقل پسند و قانع كننده نيافتهام . مىگويند اين اسم را ايرانيان روى اين شهر گذاشتهاند ، زيرا گرجيها پايتخت خود را به اين اسم نمىنامند ، بل كه آن را قلعه مىخوانند كه به معنى دژ است ، و بر اطلاق هر شهرى را كه جمعيت زياد و حصار و بارو داشته باشد بدين نام مىخوانند . برخى از عالمان جغرافى نام اين شهر را تبيله كالا (
tebile - cala
) گذاشتهاند كه به معنى شهر گرم است . از اين سبب كه اين شهر داراى چشمههاى آب گرم و معدنى زياد مىباشد ، يا به اين جهت كه بر خلاف بيشتر شهرهاى ديگر گرجستان هوايش سرد نيست . همچنين من تاريخ احداث اين شهر را ندانستم . برخى از نويسندگان كه قولشان زياد قابل اعتماد نيست بر اين باورند كه تفليس همان شهر قديمى آرتاكسات (
artaxate
) مىباشد . من گمان مىكنم كه پيش از هزار سال قبل ساخته شده زيرا تاريخ ايران بيانگر اين معنى است كه يكى از پادشاهان تاتار موسوم به بغاى كبير در حدود سال 850 ميلادى پس از تصرّف هيركانى و ماد آذربايجان به گرجستان حمله كرد و سراسر آن سرزمين را به آتش و خون كشيد ، و چون مردمان تفليس دروازههاى شهر را به روى او نگشودند بغا دستور داد با گلولههاى آتشين كاج به شهر آتش درافگنند ؛ و چون بيشتر عمارات با چوب و تخته و مصالح قابل اشتعال ساخته شده بود ديرى نپاييد كه سراسر شهر غرق آتش شد و متجاوز از