در دل خانوادهها افتاده آنان را ناچار كرده است كه دختران زيباى خود را زودتر از زمانى كه قابليّت شوهر كردن داشته باشند عروس كنند ، حتى در بعض موارد آنان را به گاه شيرخوارگى و هنگامى كه در گهوارهاند عقد مىكنند تا از چنين نگرانيها خلاصى يابند .
چنان كه پيش از اين گفته شد رسم و عادت بزرگان و اعيان گرجستان بر اين است كه فرزندان رعايا و زيردستان خود را مىربايند و به بردگى مىفروشند ، يا اين كه دختران خوبروى و خوشآب و رنگ را به منظور كسب مستمرى با يافتن مقام به دارندگان مقامات عالى و صاحب نفوذ پيشكش مىكنند ، اما دخترانى كه شوهر كردهاند از تعرّض مصونند .
چنان كه مىگويند سرزمين كاخت در زمان حاضر زير فرمان شاه ايران است . شهنوازخان كار فتح اين منطقه را به پايان برده و اكنون پسرش آركيل (
archile
) نايب السلطنه است . وى به خاطر دستيابى به اين مقام مسلمان شده است .
من پيش از اين به داستان عشق ورزيش به سيستان دارژان اشاره كردهام . سيستان دارژان زن پادشاه ايميرت به صورت بازداشت در آكالزيكه به سر مىبرد و پاشاهاى ترك كمال احترام را نسبت به وى رعايت مىكنند ، و آركيل از زمانى كه اين زن زيبا و هوسانگيز از وى دور شده بود پيوسته در خيال او بود . شهنواز خان چندان تحفههاى لايق پيش پاشا فرستاد و خوشامدگوييش كرد كه سرانجام در سال 1660 اين پريروى شورآفرين را از پاشا گرفت و باشكوه و عزّت و حرمت به تفليس برد . آركيل وى را به زنى گرفت ، و بر اثر اين وصلت حقوقى قانونى و رسمى به كاخت كه نايب السلطنهء آن بود پيدا كرد . چه دارژان دختر تهمورسخان و خواهر هراكل يگانه پسرى بود كه مىتوانست پس از اين پادشاه سيهستارهء تيرهروز به سلطنت بنشيند زيرا ديگر پسرانش كور بودند . هراكل و مادرش به مسكوى رفته بودند و از قرارى كه مىگفتند دوك اعظم با محبت و رأفت تمام از آن دو پذيرايى مىكند .
اين يكى از روىدادهاى زندگى هراكل است كه چون به شنيدن مىارزد مىآورم : اين شخص كه اكنون نايب السلطنه است در جوانى با دوشيزهاى زيبا از خانوادهاى بزرگ و سرشناس پيمان زناشويى بست . دوشيزه به اطمينان و پشتگرمى اينكه در گرجستان بنا به رسم ، گسستن عهد نامزدى و زناشويى دشوار ، بل محال است . براى اينكه بنا به قول معروف خود را در نظر شوهر آيندهاش عزيز كند به نوعى