تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بىدرنگ انبوهى از افراد پياده را به بريدن راهى تازه مأمور كرد ، و چون راه ساخته شد كليهء سپاهيان را كه در محاصره افتاده بودند رهايى بخشيد . از اين پس شاه به نفس خود رهنمايى و فرماندهى سپاهيان را به عهده گرفت . بعد از بيرون شدن از جنگل با شدّت تمام به كاخت حمله برد . بىرحمانه به ويران كردن آن پرداخت ، حتى همهء درختان توت آن سرزمين را از ريشه بركند تا مردم آن سامان از سود ابريشم كه مهم‌ترين منبع درآمدشان بود محروم شوند . اما لهراسب وقتى از نجات يافتن لشكريان ايران و هجوم آنان به كاخت آگاه گرديد سخت غمگين گشت . دانست كه بخت از او برگشته و روزگارش به تباهى انجاميده ، و چاره جز گريختن ندارد . حسرت رسيده و نااميدوار راه كلشيد در پيش گرفت تا در آن‌جا پناه جويد . شاه عباس كه مىدانست تا پادشاهان نواحى مختلف گرجستان آزاد و در كارند پيروزى وى پردوام نخواهد بود به لهراسب چنين نوشت : تو چرا مىگريزى ؛ من با تهمورس آن خائن سركش حق‌ناشناس سر جنگ دارم ؛ پيش من بيا تا پادشاهى سراسر گرجستان را به تو بسپارم . اگر فرمان نبرى و سر از دستور من برتابى همه جاى گرجستان را ويران و چون بيابانى خالى از آبادى و مردم مىكنم . لهراسب به خاطر صيانت جان مردم ، و آبادان ماندن وطنش ، خويش را تسليم شاه عبّاس كرد . شاه وى را چون دوستى به گرمى و مهربانى پذيرفت و بر تخت سلطنت گرجستان نشاند . امّا اين همه به خاطر اين بود كه بدون خونريزى بر سراسر گرجستان تسلط يابد . همچنين به وى هديه‌هاى كرامند عطا فرمود كه از جملهء آنها جيقه‌اى مرصّع بود ؛ و به لهراسب توصيه كرد هميشه ، خاصّه هنگامى كه به حضور وى مىآيد ، آن را بر سر گذارد . و به او گفت اين علامت پادشاهى است ؛ مايلم هميشه آن را بر سر خود داشته باشى تا جهانيان به سلطنت نو اقرار كنند ؛ مبادا آن را از خود دور كنى . و روزى كه شاه قصد عزيمت به تفليس كرد به لهراسب گفت من در شش فرسنگى اين محلّ توقّف مىكنم تا به بازديد لشكريانم بپردازم ؛ آيا نمىخواهى در اين كار با من مشاركت كنى ؟ و اين دام و ترفندى بود تا به نرمى و ملايمت شاه تيره‌روز گرجستان را از پايتخت خود دور كند . او بدون بدگمانى و تشويش خاطر همراه شاه حركت كرد . ميان خدمتگزاران و نگهبانان شاه يكى از همه چابك‌تر ، چالاك‌تر و سبك‌خيزتر بود . شاه به او فرمان داد در فرصتى مناسب جيقه را ناگهان از سر لهراسب