تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
دفاع برآمد امّا پس از اين‌كه دريافت گروهى از درباريان و سران سپاهش با مقابله با سپاه ايران مخالفند و موافق سازش و تسليم‌اند از سر ناچارى مادر خود را به سمت سفارت و رسالت به دربار شاه ايران فرستاد . اين شاهزاده خانم پس از اين‌كه شوهرش درگذشت از شدّت اندوه و حسرت به عالم روحانيّت پناه برد ، ظاهرا به صف راهبان پيوست و جامهء آنان را بر تن راست كرد ؛ و من هنگام بحث دربارهء مذهب مينگرليها ياد كردم كه پايه و اساس معتقدات مذهبى كلشيديان و گرجيان همسان است و هر دو بر اين باورند كه تنها نشان و علامت ديندارى پوشيدن لباس روحانيّت است . پاىبند بودن به واجبات دينى و عمل كردن به آنها لازم نيست . به سخن ديگر مدّعيان تفرّد و رياضت دير اتّفاق مىافتد كه از خانه رو به دير كنند ، به خواندن دعا و ذكر بپردازند و دقيقه‌اى چند از سر اخلاص با خدا راز و نياز كنند . ماريان يا كتايون - زيرا به هر دو نام ناميده مىشد - نيز از اين‌رو جامهء رهبانان پوشيده بود تا در پناه تقدّس از هرگونه قيد و بند رها باشد و آن كند كه هوس فرمايد . بارى ، وى در لباس روحانيّت با تجمّل و شكوه تمام ، در حالى كه حامل تحف و هداياى گرانبهايى براى شاه ايران بود راهى اصفهان شد ، و چنان به شتاب رفت كه پيش از بيرون شدن شاه از پاى تخت به آن‌جا رسيد . همين كه به دربار راه يافت خود را در پاى شاه انداخت و عفو فرزندانش را طلب كرد . و به منظور جلب رأفت و رحمت وى از هر جهت گردن به فرمان شاه نهاد . اين شاهزاده خانم گرچه جوانى را پشت سر نهاده بود امّا هنوز زيبا و خوش‌آب و رنگ بود و در سراسر اندامش نشانه‌هايى از طراوت و نشاط دوران شباب به‌جا مانده بود . شاه به ديدنش مايل و شيفتهء وى شد و يا تظاهر به دوستدارى و عشق او كرد ، و به وى گفت : مسلمان شو تا ترا به زنى بگيرم . شاهزاده خانم كه تظاهر به وارستگى و دلبستگى به دين خود مىكرد با اين‌كه از پرده‌نشينى و محيط محدود ، و نحوهء زندگى ملكه و ديگر زنان ايران ناخرسند نبود ، با اين‌كه از شهامت زنان گرجى دور مىنمود با شجاعت و صراحت از قبول فرمان شاه خوددارى كرد . شاه عبّاس از سخت‌رويى و امتناع كتايون در خشم شد ، او را در خانه‌اى دورافتاده و متروك به زندان كرد و دستور داد دو پسر تهمورس را كه در اصفهان گروگان بودند خواجه كنند . برخى بر آنند كه مقصود شاه از پيشنهاد ازدواج با كتايون گرفتن انتقام از پادشاه گرجستان بود . بارى ، پس از انجام دادن اين كارها شاه عازم گرجستان شد . و كتايون سالها