تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
اسم ديگرى داوود بود . اين دو هر دو از قسمت خود ناراضى بودند و با هم به جنگ پرداختند ، و هر دو از تهماسب شاه ايران يارى طلبيدند . درخواست داوود پسر كوچك زودتر به دربار پادشاه ايران رسيد . شاه تهماسب به او جواب داد در صورتى سپاه به كمكش مىفرستد كه به دين اسلام درآيد ؛ و او اين شرط را پذيرفت ، و شاه ايران سى هزار سپاهى سوار به يارى وى اعزام داشت . داوود به پيشباز قواى ايران شتافت . در اين هنگام سواران ايران وارد خاك گرجستان شدند ؛ و خود شاه در قزوين اقامت داشت . از روى ديگر شاه تهماسب به محض اين‌كه داوود فرمانبردارى از شاه ايران را پذيرفت همان جوابى را كه به داوود نوشته بود ، براى سيمون فرستاد . مضمون اين‌كه اگر وى به دين اسلام درآيد و به دربار شاه ايران اظهار فرمانبردارى و بندگى كند از پشتيبانى نيروى ايران بهره‌مند خواهد شد . سيمون كه از سپاهيان توانمند ايران در هراس بود به قبول اطاعت از شاه تهماسب تن در داد ، اما چون به مسيحيت پاىبند بود دين اسلام را نپذيرفت . شاه ايران كه بر همهء پادشاهان نواحى مختلف گرجستان مسلط شده بود سيمون را در قلعهء جنقه (
genghe
) نزديك درياى خزر به زندان كرد ، و سلطنت گرجستان را به داوود كه متدين به دين اسلام شده بود واگذار كرد ، و به او لقب خان داد . پس از آن رجال و اعيان آن سرزمين سوگند ياد كردند كه تا پايان عمر به شاه ايران وفادار بمانند . سپس فرزندان داوودخان را به عنوان گروگان به قزوين آورد . پس از مرگ شاه تهماسب بزرگان هر استان سر به طغيان برداشتند . گرجيها نيز سر از اطاعت شاه ايران برتافتند ، چنان كه در دورهء دو سالهء پادشاهى شاه اسماعيل ثانى و چهار سال اول سلطنت سلطان محمد خدابنده گرجستان آزادى و استقلال داشت ؛ اما از آن پس سلطان محمد براى تجديد تسخير آن سرزمين سپاه فرستاد . داوودخان چون نيروى پايدارى نداشت به محض نزديك شدن لشكريان ايران گريخت . برادرش سيمون كه در قلعه‌اى نزديك درياى خزر به زندان بود فرصت را براى بازيافتن پادشاهى گرجستان مغتنم شمرد و بدين اسلام گرويد . شاه ايران وى را به لقب خان مفتخر ، و فرمانرواى تفليس كرد . اسكندر پادشاه كاخت در زمان پادشاهى سلطان محمد خدابنده درگذشت ؛ از او سه پسر و دو دختر به جا ماند . پسر ارشدش داوود نام داشت . اين پادشاه كه در شجاعت و دليرى و سعى و همّت معروف بود ، و رنجها و بدبختيها و