نيست زيرا دار ، سنگ ، گچ و آهك و ديگر مصالح ساختمانى هم فراوان ، و هم ارزان است . اين نيز گفتنى است كه گرجيها طرز نشست و برخاست ، خوابيدن ، و شيوهء غذا خوردن را از ايرانيان تقليد مىكنند .
اعيان و بزرگان گرجستان نسبت به زيردستان و رعاياى خود با خشونت و شدّت عمل رفتار مىكنند ، و در اين كار زشت و دور از مردمى از بزرگان و اشراف كلشيد سبق مىبرند . اين سيهدلان بىرحم روزها بلكه ماهها رعاياى خود را به بيگارى مىگيرند ، و نه تنها غذا و مزد به ايشان نمىدهند بلكه به خود حق مىدهند كه مال و متاعشان را به جبر بستانند ، اطفالشان را به خريداران برده بفروشند يا خود به بردگى بگيرند ؛ همچنين رسم و عادتشان اينست كه از فروختن افرادى كه بيش از بيست سال دارند خوددارى مىكنند .
مذهب مردم گرجستان همانند دين خلق مينگرلى است . در قرن چهارم ميلادى يك زن از اهالى ايبرى كه در قسطنطنيه به مذهب حضرت مسيح گرويده بود همزمان در اين دو كشور به تبليغ و ترويج دين مسيح پرداخت . گرجيها و كلشيديها ظاهرا پيرو كيش مسيحاند ، اما به احكام و قوانين آن كمترين اعتنا ندارند و آنچه قبلا دربارهء عدم توجّه به دين ، دربارهء مينگرليها آوردهام در مورد گرجيها نيز كاملا صادق است . در زمانهاى پيش گرجيها در گرفتن روزه و خواندن نماز و دعا تعصّب و همّت داشتند ، اما اكنون فروغ ديندارى در ضميرشان خاموش شده است .
هنگام اقامت من در تفليس هيأت مبلّغان مسيحى مأمور در گرجستان دربارهء اقدامات مأمور خود ، و مسائل ديگر گزارشى به رم فرستادند ، و پيش از ارسال ، متن كامل آن را به نظر من رساندند در آن موضوعى شوخى مانند و خندهآور درج شده بود كه چون با مسألهء مورد بحث ارتباط دارد مىآورم . در گورى زنى روسپى بيمار شد . به گمان اينكه آفتاب عمرش بر سر بام افتاده كشيشى را دعوت كرد تا نزد او به گناهانش اعتراف كند . وى در پايان اعترافاتش آورد اگر زنده بماند عهد مىكند كه از آن پس جز با شوهرش با مردى همبستر نشود . كشيش در جواب گفت : خانم ، من شما را خوب مىشناسم ، غيرممكن است روابط و داد و ستد خودتان را با مشتريان با ذوق و عشرتجوى خودتان قطع كنيد ؛ خواهش من اينست دو يا حدّاكثر سه نفر آنها را بيشتر نگاه نداريد . اين زن به شنيدن سخنان كشيش ، و درك پيشنهاد او خشمگين گشت ، وى را از نزد خود راند ، و ساعتى بعد كاپوسنى را دعوت كرد ، و آنچه ميان او و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ژان شاردن
ص٣٣٤