تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
كشيش رفته بود شرح داد ، و سپس به گناهان خود اعتراف كرد ، و نيز در ميان گزارش هيأت مبلّغان مسيحى آمده بود كه كشيشان محل به كسانى كه براى اعتراف به گناهان خود نزد آنان مىآيند توصيه مىكنند ، آنچه را دزديده‌اند به روحانيان محل تسليم كنند ، و به صاحبان آنها ندهند . بدين‌گونه اموال دزديده شده هرگز به دست صاحبان اصلى آنها نمىرسد . در گرجستان چندين كشيش و يك اسقف اعظم اقامت دارند . پادشاه كشور با اين‌كه مسلمان است مقام اسقفى دارد ، و به شيوهء اسقفان لباس مىپوشد . برادرش هم بطريق اين كشور است . بزرگان و اعيان همچنان كه از احسانها و خيرات خود تحسين ، و اظهار فخر و مباهات مىكنند ، از شكنجه و آزارهايى كه نسبت به روحانيان روا مىدارند ، و آنان را چون رعاياى خود مورد ظلم و تعذيب قرار مىدهند ابراز سرفرازى و شعف مىكنند . آرى ، اين ستمگران سيه‌اندرون روحانيان را به بيگارى مىگيرند ، به اعمال شاقه وادار و ناچار مىكنند ؛ فرزندانشان را به جبر مىگيرند و به مسلمانان به بردگى مىفروشند ، و گاه نيز با خود آنها همين معامله روا مىدارند . كليساهاى گرجستان اندكى از كليساهاى مينگرلى بهتر است ، و از آنها خوب‌تر نگهدارى مىشود . كليساهاى شهرها غالبا پاكيزه و معمور است ، اما ديرهاى ديه‌ها بسيار كثيف و بدنماست . گرجيها همانند ديگر قبايل پيرو كيش مسيح كه در قسمتهاى شمال و مغرب گرجستان سكونت دارند ، در ساختن كليسا ابتكار و سليقهء خاص دارند . آنان غالبا معابد خود را روى بلندى كوهها ، نقاطى كه رسيدن بدانها دشوار است بنا مىكنند . آنان از راه دور ، از فاصلهء سه يا چهار فرسنگى به اين معابد رو مىكنند ، و با حضور دل و فروتنى تمام مراسم تعظيم و تكريم به جاى مىآورند . اما به سبب دورى و صعوبت راه هرگز نزديك و داخل كليسا نمىشوند ؛ و مىتوان به جرأت گفت كه در اين كليساها در مدت ده سال يك‌بار هم باز نمىشود . به سخن ديگر آنها را به زحمت زياد مىسازند ، آن‌گاه به دست حوادث و گزند باد و باران ، و به اختيار پرندگان مىگذارند ، و من هرگز به كشف اين راز و علت اين كار موفّق نشدم ، و از هركس سبب اين علل را پرسيدم جواب قانع‌كننده‌اى نشنيدم . آنها مىگفتند : چيز مهمى نيست ، به اين كار عادت كرده‌ايم ! گرجيان بر اين باورند كه هر گنهكارى و گرچه گناهان بزرگ مرتكب شده باشد ، اگر كليساى كوچكى بسازد همهء گناهانش بخشيده مىشود ، و من گمان دارم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 335 | ژان شاردن / اقبال يغمايى