تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
پذيرائى در تفليس كنم ، و شرح دهم كه براى پس گرفتن آنها از سر ناچارى حاضرم با هر خطر هرچه عظيم باشد رويارو شوم . به رئيس گروه مبلّغان گفتم براى وصول به مقصود فقط دو راه متصوّر است و هر يك اين دو ، دشواريهايى دارد . نخست ره اين است كه من به پادشاه گرجستان معرفى شوم و فرمانهاى شاه متبوعش را به نظرش برسانم و از او بخواهم كه مرا براى به دست آوردن چيزهايى كه از آن شاه ايران است يارى كند . راه دوّم اينست كه خودم محرمانه ، بىخبر ديگران به كلشيد باز گردم و براى پس گرفتن آنچه به امانت سپرده‌ام تلاش كنم . گرچه راه دوّم در نظرم عملىتر و موفقيّت‌آميزتر مىنمود ، اما چون نمىخواستم نظر وى را تحت تأثير عقيدهء خود قرار دهم ، اظهار نكردم . رئيس گروه مبلّغان براى اعلام عقيدهء خود مهلت خواست ، و مصلحت دانست به منظور انتخاب راه بهتر و نتيجه‌گيرى بيشتر با آباء كاپوسن كه بيشتر آنان مدّتى هم در ايميرت ، و هم در مينگرلى به سر برده‌اند مذاكره و مشورت كنم و وعده داد به همه