تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
خان گرجستان و پاشاى آكالزيكه با هم مناسبات دوستانه دارند ، و اين مودّت حاصل حسن رفتار و روابط دوستانهء تركان نسبت به گرجيهاست . پس از اين‌كه از اوسكر بيرون ، و دو فرسنگ دور شديم كوهى برابرمان نمايان شد كه سرحدّ ايران و عثمانى است . راه‌مان در طول كوه بود ، و وقتى مىرفتيم از دور و نزديك چندين ديه و آبادى كوچك و بزرگ ديديم . رود كور در دامنهء كوه جريان داشت . در مسيرمان خرابه‌ها و اطلال چندين قلعه و برج و بارو و كليسا ديده مىشد . اين‌ها همه ساخته و پرداختهء گرجيها بود كه بر اثر جنگها و كشورگشاييهاى ايران و عثمانى همه ويران شده بود . پس از آن‌كه تا شامگاه رانديم و ده فرسنگ پيموديم در آبادى كوچكى فرود آمديم . چهاردهم به سبب كوهستانى بودن راه فقط چهار فرسنگ پيش رفتيم . ضمن پيشروى گاه به جاهايى مىرسيديم كه به زحمت جاى پا پيدا مىشد و گذشتن از آن به زحمت و احتياط تمام ميسّر مىگرديد . در كناره‌هاى اين مسير پرخطر « 21 » نيز خرابه‌هاى چندين قلعه و برج و بارو ديده مىشد . بر اثر خستگى طاقت‌فرسا در ديهى بزرگ واقع در دشت سورهام (
suram
) نزديك قلعه‌اى به همين نام فرود آمديم . اين دشت بسيار سرسبز و خرّم و باصفا بود ، و جابه‌جاى آن جنگلهاى كوچك وجود داشت و در فواصل آنها آباديهاى خوش‌منظر و تپه‌هاى زيبا ، خانه‌هاى قشنگ و كاخهاى باشكوه ديده مىشد . اين‌جا محل تفريح و خوشگذرانى اعيان و اشراف گرجستان بود . سرتاسر اين دشت سبز و خرّم و كشتزار بود و مىتوان گفت زيباتر و خوش‌منظرتر و فرح‌انگيزتر از اين دشت در همهء روى زمين جايى نبود ، به سخن ديگر خوشتر از اين گوشه ، پادشاه نداشت . پانزدهم ده فرسنگ پيش رفتيم . نه فرسنگ دنبالهء همين دشت ، و يك فرسنگ راهى بود كه از كوهى كم‌ارتفاع كه اين سرزمين را از گورى (
gory
) جدا مىكند ، مىگذشت . در تمام طول اين مسير كشتزارهاى گسترده دامن ، و سبز و خرّم ، و خوش‌منظر ديده مىشد . پيش از آن‌كه سربالايى راه كوه پيش آيد در طرف راست راه شهرى بزرگ اما نيمه ويران ديده مىشد . در زمان حاضر اين شهر بيش از پانصد خانهء قابل سكونت ندارد . اما مىگويند در روزگاران پيش اين شهر بسيار معمور و معتبر بوده
هامش
( 21 ) - راه از گردنه‌اى كه 949 متر از سطح دريا بلندتر است مىگذرد تا به مشرق سورهام مىرسد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 306 | ژان شاردن / اقبال يغمايى