نمىداد به آورندگان اين چيزها انعامى بدهم .
هربار كه بر سر سفره مىنشستم به حدّ وفور غذا مىخوردم ، و ديرى نمىگذشت كه دگربار گرسنه مىشدم ، و اين عجب نبود از آنكه طىّ سه ماه اقامت در مينگرلى افزون بر مصائب و بلاهاى گرانگزند و سخت و طاقتسوز رنج گرسنگى را نيز تحمّل كرده بودم ؛ و اكنون به لطف خداى بزرگ به سرزمين پربركتى در افتاده بودم كه مردمان مهربان و غريبنواز آن از سر مردمى و كرامت نهايت محبّت را نسبت به من رعايت مىكردند . به سخن ديگر از جايى كه مردم آن در برابر گرفتن پول و جنس چيزى به من نمىدادند به مكانى پيوسته بودم كه همه چيزم مىدادند ، و چيزى به عوض نمىگرفتند ؛ و آنكس كه از چنان كشورى دوزخ مانند به چنين سرزمينى بهشتآسا در افتاده باشد مفهوم سخن مرا نيكو در مىيابد .
ساكنان روستاهاى دامنهء اين كوهستان مسيحى هستند و به روش و شيوهء گرجيها عمل مىكنند . خوش آب و رنگند ، و ميان آنان زنان و دخترانى ديدهام كه به زيبايى و تازهرويى همتا ندارند . مردم اين سامان بر خلاف مينگرليها و ديگر ملتهاى مجاور كوه قفقاز كه خارج از حدود حاكميت عثمانيها هستند زودآشنا و مهربان و نيكمحضرند .
روز نهم پنج فرسنگ در دشتى كه قبلا از آن ياد كردهام پيش رفتم . اين دشت پهناور براى كشاورزى بسيار مناسب و مستعد مىباشد . در تپههاى اطراف آن گلّههاى بسيارى از اغنام و احشام مىچريدند ، شبانگاهان به آكالزيكه رسيدم .
آكالزيكه قلعهايست كه در كوه قفقاز ميان قريب بيست نقطهء مرتفع ساخته شده و موقع آن چنان است كه از هر سو مىتوان اطراف آن را زير آتش گرفت . باروى مضاعف و برجهاى استوار دارد كه داراى مزغل و كنگرههاى قديمى است . تجهيزات اين قلعه زياد و كامل نيست . نزديك آن ديهى است كه روى تپه و ارتفاعات ساخته شده است . اين ديه قريب چهارصد خانه دارد كه همه تازهسازند . دو كليسا دارد كه در قديم بنا شدهاند و از آن ارامنهاند . ساكنان اين دهكده ترك و ارمنى و گرجى و يهودى و يونانىاند . مسيحيان دو كليسا و يهوديان يك كنيسه دارند . دهكده داراى كاروانسراى كوچك و نوسازى است كه مانند خانههاى آن از چوب و تخته ساخته شده است . رودخانهء كور (
kur
) كه در فاصلهء دوازده فرسنگى دهكده از جبال قفقاز سرچشمه مىگيرد از كنار