هنگامى كه از فراز اين كوههاى خطرناك و وحشتانگيز اندكاندك فرود مىآمديم مىديدم كه ابرها آرامآرام زير پاى من مىلغزند ، به سخن ديگر چنين مىنمود كه در فضا راه مىروم .
كوه قفقاز از دامنه تا كمرگاه نقاط حاصلخيز بسيار دارد . گندم و گم و عسل آن زياد و به خوبى معروف است . شرابش مشهور ، و خوبى و سبكى آبش معروف است . صدها آبادى در دامنههاى آن در وجود آمده است . اين آباديها مركز پرورش خوك و انواع اغنام و احشام است . همه قسم درخت در آنها مىرويد . در كنار هر درختى تاكى روييده و به آن پيچيده و چنان قد برافراشته كه چيدن خوشههاى آن آسان نيست . وقتى به آنجا رسيدم كه هنگام انگورچينى فرا رسيده بود و شراب كهنه و نو به حدّ وفور وجود داشت ، و هر سيصد ليور آن را به يك اكو مىفروختند . تاكها چنان از انگور گرانبار بود كه كشتگران از چيدن آنها درمانده بودند و همچنان بر درخت رها مىكردند . دهقانان در كلبههاى چوبى زندگى مىكردند و هر خانواده چهار يا پنج كلبه داشت آنها ميان بزرگترين كلبهها آتش مىافروختند و همه دور آتش مىنشستند تا گرم شوند . براى پخت نان زن خانواده به قدر احتياج گندم را آرد مىكند ، و پس از اينكه خمير كرد روى سنگ گردى مىگذارد . قطر اين تابهء سنگى يكقدم و عمق آن دو يا سه انگشت است . نخست سنگ را با آتش داغ مىكند ، وزان پس خمير را كه پهن كرده روى آن مىگذارد . سپس روى خمير را مقدارى خاكستر داغ مىريزد و روى خاكستر را با آتش مىپوشاند . گاهى براى پختن نان فقط از خاكستر داغ استفاده مىكند البته پيش از پختن نان پيرامون تابهء سنگى را كاملا پاكيزه مىكند تا مواد خارجى داخل خمير نشود . گفتنى است با اينكه براى پختن نان از اين وسائل ابتدايى استفاده مىكنند ، نانى كه به دست مىآيد سفيد و مرغوب و خوب است .
مردمان اين آباديها شراب را به شيوه و رسم مينگرليها ذخيره مىكنند . من معمولا هر شب در كلبهء دهقانى كه اسب به من كرا مىداد اقامت مىكردم . مرد تركى كه راهنمايم بود با محبت تمام به خدمتم مىكوشيد . غذاى ما از مرغ ، تخممرغ و انواع سبزى تشكيل مىشد . شراب و نان و ميوه بيش از حدّ احتياج در اختيارمان بود زيرا هر يك از همسايگان يك كوزهء بزرگ پر از شراب ، يك سبد پر از ميوه ، و يك زنبيل پر از نان بابت سهم هزينهء زندگى ما به رايگان مىآوردند و راهنمايم حتى اجازه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: ژان شاردن
ص٣٠٣