دهكده مىگذرد . « 20 » استرابن بر اين باور است كه سرچشمهء اينرود ارتفاعات ارمنستان است ، و بنا به نوشته بطلميوس سرچشمهء كور كلشيد است ؛ و پلين خاستگاه اينرود را كوههاى تاتار كه پايينتر از كلشيد است و كوراكسيسى (
coraxici
) ناميده مىشود مىداند ، و بدين سبب اين محل را بدين نام مىخوانند كه رود كراكس (
corax
) از آن جا سرچشمه مىگيرد ، و چنان كه قبلا ياد كردهام به درياى سياه مىريزد .
اين گفتهها و نظرات گرچه ظاهرا مختلف و متفاوت مىنمايد در معنى يكى است زيرا ارمنستان و كلشيد در حقيقت اعضاى يكدگرند ؛ افزون بر اين در زمانهاى قديم سرزمين كلشيد چنان كه ياد كردهام كشورى پهناور و معتبر بوده است .
مقرّ پاشاى آكالزيكه در قلعه است ، اما افسران ارشد و چريكهايش در آباديهاى نزديك قلعه مسكن گزيدهاند . تاريخ ايران حكايت مىكند كه اين قلعه را گرجيها بنا كردهاند ، تركها در اواخر قرن اخير آن را به تصرّف خويش درآوردهاند و در فاصلهء سه روز راه از اين قلعه ، قلعهء ديگرى به نام تمام (
temame
) ساختهاند .
دو ساعت بعد از نيمه شب سيزدهم از آكالزيكه بيرون شدم . ما رو به مشرق پيش مىرفتيم . پس از طىّ سه فرسنگ ، عرض دشت پهناور آكالزيكه سخت كاهش يافت و به كوهستان رسيديم . پهناى دشت ، آنجا كه به كوه مىپيوست بيش از نيم فرسنگ نبود . در اين محل ، در جانب راست رود كور ، تركان روى يك صخرهء بسيار عظيم قلعهء محكمى بنا كردهاند . دور اين تخته سنگ بزرگ را بارويى مضاعف كشيدهاند . نزديك قلعه ، در زمينهاى واقع ميان كوه و قلعه شهركى به نام اوسكر (
usker
) وجود دارد ، و در آن ادارات گمرك و نگهبانى داير است . من از گرفتار شدن در چنگ مأموران گمرك اين شهرك سخت مىهراسيدم ، اما از عنايت پروردگار بىهمتاى هيچ حادثهء نامطلوب روى نداد ، و بىآنكه مورد بازپرسى و بازرسى قرار بگيرم ، از اوسكر خارج شدم .
رانندهء درشكه كه راهنماى من نيز بود از مردم گورى (
gory
) يكى از شهرهاى گرجستان بود . فرماندار نظامى از وى پرسيد . آيا وى از مردم محل است ؟ او جواب داد : آرى . و اجازه حركت به او داده شد . همچنين همراهان رانندهء كالسكه بدون هيچ مزاحمت به حركت درآمدند .
هامش
( 20 ) - رود كور از كوه اللّه اكبر در شمال شرق تركيّهء كنونى سرچشمه مىگيرد .