بود . بعد از ظهر روز سىام به قونيه (
gonie
) رسيديم . فاصلهء فاز تا قونيه چهل ميل است . سراسر سواحل اين حدود بسيار مرتفع است . برخى از تختهسنگهاى عظيم بر درختان سايه افكندهاند و آنها را در پناه خود گرفتهاند . همهء اين مناطق و سواحل تا نهرى كه در نيم ميلى قونيه جريان دارد متعلق به پادشاه گوريل است . قونيه را كه كالخونديل ، (
calechondyle
) گورآ (
gorea
) مىنامد عبارت از قلعه بسيار بزرگ چهارگوشهايست كه با سنگهاى بسيار سخت كنار دريا روى زمين شنى ساخته شده و فاقد استحكامات است . چهار ديوار و دو در دارد . يكى از درها رو به مشرق و ديگرى رو به شمال گشوده مىشود . « 16 » من در اين قلعه بيش از دو توپ نديدم . عدهاى از ينىچريها آنها را حراست و نگهبانى مىكردند . در درون محوطه قلعه قريب سى خانه كوچك و بزرگ كه به سختى و ناراحتى در آنها به سر مىتوان برد از چوب و تخته ساخته شده . بيرون قلعه و نزديك آن آبادى كوچكى است كه عدهء خانههاى آن بيشتر از خانههاى داخل قلعه نيست ، و تقريبا تمام ساكنان آن در تأسيسات دريانوردى كار مىكنند ، و اگر بتوان گفتهء عثمانيها را باور كرد از اين سبب نام اين ناحيه را لازىلاز (
lazi laz
) گذاشتهاند كه اين لفظ در زبان تركى دلالت به دريانورد دارد ؛ اما معنى مجازى آن خشن ، سختدل و وحشى است . و من بر اين باورم كه كلمهء لازى تركى نيست و نام قديمى مردمان اين سرزمين بوده است . در زمانهاى گذشته اين سرزمين را لازيك (
lazigue
) و مردم آن را لازى مىگفتند . و درستى اين تصور در كتابهاى تاريخى كه مورخان و جغرافىدانهاى يونانى نوشتهاند مشهود است . پروكوپ (
procope
) رومى نيز در تاريخى كه دربارهء شرح جنگهاى ايران و رم نگاشته بر همين گمان بوده است . اين مورخ نامى محل زندگى و تمركز اين مردم را به تأكيد تمام در همين مكان كه قونيه است دانسته است ، و اين واقعيّت چنان مسجّل و مسلّم است كه در آن هيچ شك و ترديد نمىتوان كرد .
آگاسياس (
agathias
) لازيك را سرزمينى پرجمعيت ، آبادان ، پرنعمت ، ثروتمند و براى زندگى كردن جايى مناسب شمرده و تصريح كرده كه در آنجا همهگونه مواد خوراكى و لوازم ديگر به فراوانى يافته مىشود . اين نويسنده و شاعر مىافزايد پس از برقرارى ارتباط و رفت و آمد ميان لازيان و روميان فضايل و آداب مردمى خاصه
هامش
( 16 ) - اين قلعه را تركها در سال 1546 ميلادى - 924 خورشيدى - ساختهاند .