آنان جنگلهاى انبوه ، و صعب العبور ، رودخانههاى تندگذر و شتابناك ، كوههاى بلندى را كه بالا رفتن از آنها سخت دشوار است بدين نام مىخوانند ؛ همچنين بسيارى از رودخانهها را با اين صفت متمايز مىكنند ؛ مثلا مىگويند : قرهسو كه ظاهرا به معنى روديست كه آبش سياه است اما اين لفظ دلالت دارد به رودى كه جريانش سريع و سركش است ، و غالبا بر اثر طغيان آباديها و زمينهاى مجاور خود را دچار ضايعات و خسارات فراوان مىكند . مهمترين عواملى كه موجب ظهور و بروز توفانهاى سخت در درياى سياه مىشود آبهاى آنست كه براى پيوستن به اقيانوس جز تنگهء به سفر مخرجى ندارد ؛ و اين گذرگاه دريايى آنقدر تنگ است كه براى شكستن و خنثى كردن نيروى امواج حاصل از ظهور توفان كفايت نمىكند ؛ و آنگاه كه موجهاى كوهپيكر و گران گزند برمىخيزد و به ساحلها مىرسد ، چون گذرگاهى ندارند پس از برخورد به ساحل بلند مىشوند و با قدرت و نيروى بيشتر به دريا باز مىگردند ، و موجب غرق و هدم كشتيها مىشوند ، به همين سبب سواحل درياى سياه غالبا ناآرامتر و موجزاىتر از داخل آنست .
اين نكته را نيز بايد بگويم كه نام قرهدنگى كه تركان به اين دريا دادهاند مطابق و هم معنى نام موروتالاسا (
maurothalassa
) مىباشد كه يونانيان به اين دريا دادهاند . همچنين درياى سفيد پروپنتيد (
propontid
) را كه تركان آگلدانگيز (
agdenguyz
) مىنامند يونانيان آسپروتالاسا (
asprothalasa
) مىخوانند . تازيان درياى اوكسين (
euxine
) را بحر بنتس (
bontos
) مىگويند كه به معناى درياى پنت (
pont
) مىباشد .
سراسر درياى سياه تحت حاكميت امپراتورى عثمانى است و هيچ ناخدايى بىاجازهء آن امپراتورى قدرت كشتىرانى در آن دريا را ندارد . بنابراين كشتيرانان از تعرض دزدان دريايى كه به اعتقاد من عظيمترين خطر و بلا براى ناخدايان و ديگر سرنشينان كشتى مىباشند در امانند .
در تمام مدت آن روز باد مخالف مىوزيد و ما نتوانستيم بيش از هيجده ميل در دريا پيش برويم . هنگام شب داخل كلمهل (
kelmhel
) شديم . اينرودخانه گودتر و جريانش آرامتر از رود لانگور و پهنايش همانقدر است .
روز بيست و نهم دو ساعت پيش از سر زدن خورشيد در روشنايى مهتاب حركت كرديم . مقارن ظهر به نهر فاز رسيديم ، و بعد از آنكه يك ميل در آن به طرف