افتاد و غرق شد ، و كشتيهاى ديگر به زحمت خود را از دام رهاندند .
قلعهء فاز در سال 1640 به تصرّف سپاهيان ايميرت درآمد . پس از مدتى اين قلعه در اختيار پادشاهان مينگرلى و گوريل قرار گرفت . اين دو با نيروى تمام به عظمت و آبادانى آن كوشيدند ، و بيست و پنج توپ در آن تعبيه كردند ، اما به دستور پادشاه ايميرت سراسر قلعهها و همهء متعلقات آنها را ويران كردند و كليهء توپهائى كه در آنجا نصب شده بود به كوتاتيس منتقل شد و اكنون در آنجاست .
من با دقّت زياد دور و داخل جزيرهء فاز را گشتم مگر معبد معروف به رآ (
rea
) را كه آريان اظهار داشته محققا در زمان وى در آن جزيره بوده پيدا و تماشا كنم ، اما سعيم بىفايده ماند و اثرى از آنچه در طلبش بودم نيافتم . شگفت اينكه بسيارى از مورّخان معتبر تصريح كردهاند كه اين معبد در امپراتورى سفلى درست و سالم بهجا بوده و به گاه امپراتورى زنن (
zenon
) آن را وقف آداب و رسوم پرستش حضرت مسيح كردهاند .
مدتى نيز در جستجوى آثار شهر بزرگ سباست (
sebaste
) كه جغرافىدانان جاى آن را در كنار رود فاز تعيين كردهاند بودم ، اما نيافتم ؛ و بر اين باورم كه ويرانههاى اين شهر نيز مانند آثار شهر كلخوس (
colchos
) كاملا از ميان رفته است .
اما از آنچه قدما دربارهء اين منطقه ساحل درياى سياه نوشتهاند و نشانههاى آن به جاست وجود قرقاولهاى اين محل است كه از قرقاولهاى جاهاى ديگر بزرگتر و زيباترند و گوششان به مذاق لذيذتر و خوشگوارتر از قرقاولهاى ديگر نقاط جهان مىنمايد ، يا دست كم در نظر من چنين جلوه كرده است . برخى از محققان از جمله مارسيال (
martiol
) بر اين باورند كه آرگونانت (
argonant
) ها نخستين بار قرقاول را به يونان آوردهاند ، و پيش از آن كسى اين پرنده را در آن كشور نديده است . و از اين سبب نام اين پرنده را فزان گذاشتهاند كه نخست از ساحل فاز گرفتهاند .
اينرودخانه كشور مينگرلى را از سرزمينهاى گوريل و ايميرت جدا مىكند ، و شهرك آنارگى در سى و شش ميلى آن واقع شده است . سواحل اينرودخانه غالبا پست ، شنى و پوشيده از درختان عظيم و انبوه است به طورى كه انسان حداكثر بيش از شش قدم جلوتر خود را نمىبيند .
شامگاهان باد موافق وزيدن گرفت . در دريا به حركت درآمديم و نيم شب از برابر بندرى موسوم به كوپلت (
copolette
) گذشتيم . اين بندر از آن پادشاه گوريل