تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
حاصل شده است . چنان كه دريانوردان طول و عرض درياى مديترانه را نيز به همين قياس اندازه كرده‌اند . زيرا چنان كه گفتم دريانوردان جرأت نداشتند آن‌قدر از ساحل دور شوند كه ناپيدا گردند . بارى ، طبق اين اندازه‌گيرى طول درياى سياه از مصبّ رود دانوب (
danube
) تا مصب رود فاز كه حد فاصل غرب و شرق اين درياست بالغ بر دو برابر اندازهء واقعى است . جغرافىدانان عرب نيز در اندازه‌گيرى طول اين دريا دچار اشتباه شده‌اند زيرا آنان طول بحر اسود را هزار و دويست ميل دانسته‌اند . عريض‌ترين پهناى اين دريا از شمال به جنوب از بوسفور (
bophore
) تا بوريستن (
boristhene
) سه درجه است . اين حدّ فاصل ميان دو نقطه انتهاى غربى اين درياست ، و فاصلهء جانب شرقى آن بيش از نصف اين اندازه نيست . به گمان من آب اقيانوسها نسبت به آب درياى سياه روشن‌تر و سبزتر است و شورى آن كمتر . بدين‌سبب كه چند رود پرآب وارد اين دريا مىشود ، و چون گلوگاهى كه اين دنيا را به اقيانوس مىپيوندد تنگ است آبهاى آن با آب درياهاى ديگر و اقيانوس جابه‌جا و مبادله نمىشود و مناسب‌تر اين است كه درياى سياه را مانند درياى خزر كه به اقيانوس راه ندارد درياچه ناميد نه دريا . اين دو دريا جزيره ندارند ، هر دو توفان‌زا و موج‌خيزند . از روى ديگر نبايد وجه تسميه درياى سياه را تيرگى آبهاى آن تصوّر كرد ، چه رنگ آبش از رنگ آب بسيارى از درياها روشن‌تر و شفاف‌تر است ، و حقيقت اينست كه اين دريا را از آن جهت سياه ناميده‌اند كه كشتىرانى در آن خالى از خطر نيست ، زيرا غالبا بر اثر وزيدن توفانهاى مهيب گردابها و غرقابهاى وحشتناكى در آن پديد مىآيد كه حتى كشتيهاى بزرگ را آسان به كام خود مىكشد . تازيان نيز بدين سبب كه مدخل درياى سرخ سخت موجزاست و كشتيها گاهى هنگامى كه از آن‌جا مىگذرند دچار سانحه مىشوند آن را باب المندب ناميده‌اند كه به معناى دروازهء شوم و اشكبارى است . در زمانهاى بسيار قديم درياى سياه به نام نوادهء يافث آسه‌كناس (
asekenas
) ناميده مىشد . يونانيان آن را به اكسن (
euxin
) بدل كردند كه به معنى سختگير يا طاقت‌سوز است ، اين وجه تسميه نيز به شرحى كه گذشت به سبب وقوع توفانهاى مهيب و پرنهيبى است كه غالبا در آن برپا مىشود . تركها نيز به همين سبب آن را قره‌دنگى (
cardenguis
) مىخوانند كه به معنى درياى خشمگين و خطرناك است .