تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
نشستند و آن‌گاه مجلس را ترك گفتند كه از غايت مستى سر از پا نمىشناختند . در همين جا شاهد برگزارى مراسم تقديس نيز بوده‌ام . تشريفات آن بدون رعايت خدمتگزارى و تعظيم و تجليل ، و بدون نظم و ترتيب انجام گرفت . آن‌چنان برگزار شد كه در فصل مربوط به مراسم و آيين و آداب مينگرليها مفصلا دربارهء آن آورده‌ام . روزى چنان روى نمود كه قطع بىمورد مراسم تقديس را شاهد بودم . توضيح اين‌كه يك روز كه با يكى از ته‌آتن‌ها به طرف قلعه‌اى كه در آن سكونت داشتيم روان شديم ، ميان راه به كليسايى رسيديم كه مراسم تقديس در آن به عمل مىآمد و گروهى از مردم جلو كليسا اجتماع كرده بودند . از آنها خواهش كرديم كه راه را به ما نشان بدهند . كشيش به شنيدن صداى ما سرود قداس را قطع كرد ، از محراب بيرون آمد ، و خطاب به ما گفت : كمى درنگ كنيد ، من چند لحظه بعد راه را به شما نشان مىدهم . وى پس از مدتى كوتاه از محراب بيرون آمد ، و در حالى كه همچنان زير لب به خواندن سرود قداس مشغول بود پرسيد : از كجا مىآييد ، و مىخواهيد كجا برويد تا بهترين و كوتاه‌ترين راهها را به شما نشان بدهم ، و بعد از اين‌كه راه را به ما نشان داد به محراب بازگشت . سحرگاه روز بيست و هشتم قايق را به دريا رانديم ، هوا لطيف و جان‌پرور و نشاطانگيز بود ، چنان روشن و باصفا بود كه از يك سو بلنديهاى طرابوزان (
trebisande
) را مىديديم و در سوى ديگر سرزمين ابخاز را ؛ زيرا درياى سياه از آن‌جا كه به طرف ابخاز و آنارگى متمايل مىشود به طرفى مىگردد كه طرابوزان به خوبى ديده مىشود . درياى سياه از مشرق به مغرب دويست فرسنگ درازا دارد و اين نصف اندازه‌ايست كه هرودت معين كرده است . زيرا وى در اين‌باره چنين گفته است : از دهانه پونت اكسن (
pont ouxin
) تا فاز (
phase
) كه بزرگ‌ترين طول اين درياست در مدت نه روز و هشت شب با كشتى مىتوان گذشت و اين فاصله تقريبا معادل است با چهارصد و شصت و دو فرسخ يا پانزده درجهء نجومى ؛ و من نمىدانم اين اشتباه بزرگ مورّخ يونانى را چگونه توجيه كنم . مگر اين‌كه قائل شوم كه چون در زمانهاى قديم دريانوردان از بيم گم شدن در پهنهء دريا از نزديكيهاى ساحل مىگذشتند ، و راه مجاور ساحل از راه مستقيم ميان دريا بسى دور تر است ، اين تفاوت