تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
در طول مدتى كه در آنارگى متوقف بودم مرا به دو مجلس برگزارى مراسم تعميد دعوت كردند . پذيرفتم و رفتم ، و پس از مشاهده دريافتم كه زامپى در رسالهء خود ترتيب برگزارى مراسم تعميد را درست و روشن به شرح آورده است . بىمناسبت نمىدانم مشاهدات خود را در اين‌باره چنان كه در خانهء همسايه برگزار شد نقل كنم . ساعت ده صبح خداوند خانه كسى را به آوردن كشيش فرستاد . او به محض ورود داخل زيرزمينى شد كه معمولا خمهاى شراب را در آن‌جا مىدادند . روى نيمكتى نشست و در حالى كه لباس معمولى خود را بر تن داشت به خواندن كتابى كه از كثرت استعمال بيشتر اوراقش پاره شده بود و قطع آن مانند انجيل بزرگ بود ، شروع كرد . طفلى را كه بنا بود تعميد بدهند هنوز نياورده بودند . پس از يك ربع ساعت بچه را آوردند . پسربچه‌اى پنج ساله بود . پدر تعميدى يك شمع كوچك و سه دانه بخور آورد . شمع را روشن و به در زيرزمين نصب كرد . سوختن شمع پيش از آغاز مراسم تعميد به پايان رسيد . از آن پس شمع ديگرى روشن نكردند . سه دانه بخور را روى آتش ريختند . كشيش همچنان تند و بدون دقت با صداى آهسته كتابش را مىخواند . زيرا وى ناچار بود ضمن خواندن كتاب به پرسشهايى كه واردان از او مىكردند ، جواب بگويد . در جريان اين مراسم پدر و پدر تعميدى دائم در رفت و آمد بودند و طفل نيز به خوردن مشغول بود . پس از مدت نسبة زيادى كه كشيش همچنان كتابش را مىخواند طشتكى پر از آب نيم گرم برابر كشيش گذاشتند . كشيش يك قاشق كوچك روغن گردو در آن آب ريخت و به پدر تعميدى دستور داد كه بچه را لخت كند . سپس طفل را ايستاده در طشتك پر از آب نگهداشتند . پدر تعميدى سراسر بدن او را با آن آب شست . بعد از اين‌كه خوب شسته شد كشيش از يك كيسهء چرمى كه به كمربندش آويخته شده بود به اندازه يك نخود ميرون بيرون آورد و به پدر تعميدى داد . من پيش از اين گفته‌ام كه كلشيديان روغن تدهين را بدين‌نام مىخوانند . پدر تعميدى سر ، گوش ، پيشانى ، بينى ، گونه‌ها ، چانه ، شانه‌ها ، آرنج ، پشت ، شكم ، زانوان ، پاهاى طفل را با ميرون تدهين كرد . مقارن اين احوال كشيش تا هنگامى كه پدر تعميدى لباس بر تن بچه پوشاند همچنان به خواندن كتاب مشغول بود . همين كه لباس پوشاندن بچه تمام شد پدر مقدارى نان و شراب و يك قطعه گوشت پخته خوك حاضر كرد و به طفل خوراند . بعد از همان چيزها به پدر تعميدى و كشيش و به مهمانان و تمام افراد خانواده تعارف كرد . از آن پس همه به غذا خوردن