تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
آمده‌اند . معاون پاشا به ساباتار گفت : باب عالى به پاشا دستور داده است كه كليه قلعه‌ها و استحكامات و قصور كلشيد را ويران كند ؛ امّا وى مايل است خانه‌ها و كاخهاى بزرگانى كه نسبت به تركها اطاعت و اظهار وفادارى مىكنند همچنان محفوظ و به جا بماند . همچنين مقام عالى خلافت لوان را كه اكنون در قلعهء روش پناه جسته از سلطنت عزل و جاى او جوانى را كه در آكالزيكه پرورش يافته نصب فرموده است ، و همهء بزرگان و سران كلشيد بايد نسبت به او سوگند وفادارى ياد كنند ، و هر كدام يكى از فرزندان خود را به گروگان بسپارند و هديه‌اى نيز به پاشا تقديم كنند ؛ و هديه‌اى كه ساباتار موظّف به تقديم آن شده بود ده دختر يا پسر جوان و سيصد اكو پول يا معادل آن ابريشم بود . ساباتار روز اوّل اكتبر « 15 » در حالى كه ضمانت‌نامه‌اى براى تأمين قلعه و دارايى و مستغلات خود گرفته بود بازگشت ، و شب هنگام تا بامداد براى تهيّه و تدارك تحفى كه دادن آن را متعهد شده بود به تفكّر پرداخت ، و بامداد روز بعد به پناهندگان اعلام داشت كه تركان در ازاى گرفتن بيست و پنج برده و هشتصد اكو جان و مال آنان را تضمين كرده است ؛ و گفت هر خانواده كه چهار فرزند دارد بايد يكى را به بردگى بدهد و نيز هشتصد اكو را به تناسب بپردازند ؛ و من هرگز منظره‌اى را رقت‌انگيزتر و دلخراش‌تر و جانگدازتر از هنگامى كه نوباوگان خانواده‌ها را به ستم از آغوش مادرانشان جدا مىكردند و دو به دو به هم مىبستند و مىبردند ، نديده‌ام . من نيز ناچار شدم كه بيست اكو بپردازم . ساباتار از آنهمه برده و پول كه به زور گرفته بود فقط ده برده و سيصد اكو كه تسليم كردن آن را متعهد شده بود به معاون پاشا داد و بقيّه را به نفع خود ضبط كرد . غوغا و شيون و ضجهء زنان و دختران و پناهندگان قلعه وقتى به آسمان رسيد كه ديدند خداوند قلعه نيز كوچك‌ترين پسران خود را به بردگى تسليم تركان كرده است . كودكانى كه به نام گروگان به تركان سپرده مىشوند گرچه ظاهرا برده نيستند ، امّا مانند آنان روزگارشان سياه و سراسر رنج و درد است . آنها هرگز آزاد نمىشوند . غالبا آنان را به قسطنطنيه مىفرستند تا همانند ديگر نوجوانانى كه براى
هامش
( 15 ) - اكتبر نادرست و درست آن نوامبر است .