تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
نظامى دو كشور كلشيد و ايميرت با هم رويارو شدند و به جنگ پرداختند . اين نكته نيز در خور يادآورى است كه در تاريخ جديد اين كشورهاى لعنتى اين حقيقت مسلم كاملا نمايان و مشهود است كه خداى بزرگ يك عدالت قطعى و غير قابل انكار در سراسر تاريخ پر حادثه اين كشورها جارى و بر دوام داشته است ؛ از آن‌كه آدمكشان پس از مدتى كوتاه كشته مىشوند و به كيفر مىرسند ؛ و جنايتگران پس از سپرى شدن زمانى نه چندان دراز مكافات مىبينند ، و توجّه بدين تسلسل ، آدمى را به قبول استقرار نوعى عدالت منطقى دعوت و معتقد مىكند . در سال 1672 وقتى پاشاى آكالزيكه دريافت كه جنگ ميان دو كشور ايميرت و مينگرلى پايان‌پذير نيست ، و بيم و اميد ، و وعده و وعيد ، و فرمان و دستور در رفع دشمنى و اختلافات آنها تأثير ندارد تصميم كرد براى هر يك آنها پادشاهى نو معين كند . وارث حقيقى و قانونى كلشيد در شمار درباريان وى بود ؛ زيرا وقتى ومكى داديان (
vomeki dadian
) بر اين سرزمين پادشاه شد زن اسكندر از بيم آن‌كه مبادا دارژان مادر ومكى طفل او را بكشد كودكش را برداشت و گريخت . « 13 » اين شاهزاده خانم خواهر پادشاه گوريل بود . وى بيم داشت اگر خواهرش نزد او برود دارژان خصم وى گردد و به گوريل حمله برد . از اين‌رو به خواهرش توصيه كرد با پسر بچه‌اش به عثمانى برود . شاهزاده خانم فرمان برد و طفلش را وارد دربار پاشاى عثمانى كرد و كودك در همان جا باليد و تربيت يافت . درباريان پاشا به تغيير مذهب پسر اسكندر نكوشيدند ، امّا وى را به خلق و خو و عادات و افكار تركان بار آوردند . پاشاى آكالزيكه تصميم كرد همين تازه جوان را به سلطنت كلشيد بنشاند زيرا حقا وى وارث پادشاهى آن سرزمين بود . افزون بر اين ، اين اميد در ميان بود كه اين تازه جوان به داد و انصاف و مدارا و مهربانى بر مردمان حكومت كند و اين علت ورود تركان به مينگرلى بود . پادشاه گوريل نيز از اين‌كه خواهرزاده‌اش پادشاه كلشيد مىشود شادمان بود ، و اين اتفاق خجسته براى وى به وجود آورندهء ده‌ها اميد بود . پاشا نخست سراسر ايميرت را متصرّف شد ، و باكرات را به اطاعت درآورد ، اما زنش را گرفتار نكرد از آن‌كه ژاناتل اسقف اعظم پانزده هزار اكو به پاشا رشوه داد و در عوض
هامش
( 13 ) - بنا به روايت برخى از مورّخان يكى از آرزوهاى بزرگ ژرژى سوّم (giorgi) بزرگ‌ترين برده‌فروش زمان خود اين بود كه در ميدان رقابت ميان لوان و باكرات تامارا را به ملكيت خود درآورد .