تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
اجازه يافت ملكه را هرجا كه خواهد ببرد ، و نيز پيمان گرفت كه اراضى وى را آتش نزنند . « 14 » وقتى پاشا وارد كوتاتيس شد به داديان - چنان كه پيش از اين اشاره شد اين عنوانى است كه به پادشاهان مينگرلى داده‌اند - پيغام فرستاد كه براى اظهار اطاعت نزد وى بيايد . داديان چون آگاه شد كه پاشا قصد تغيير دادن پادشاه را دارد اين دعوت را نپذيرفت ، فرمان نبرد و به قلعهء روش پناهنده گشت . از روى ديگر وزيرش كارزيا (
carzia
) به لكسيكوم (
lexicom
) يكى از ناحيه‌هاى دامنهء كوه كه مسكن سوآنها (
souane
) بود رفت و از ابخازيان درخواست كرد به پادشاه كلشيد در جنگ با پاشاى عثمانى مدد رسانند . آنان وارد مينگرلى شدند ، اما به جاى اين‌كه شاه را يارى دهند ، به غارت پرداختند ؛ و سپس به جاى خود بازگشتند . پاشا مدّت يك ماه به انتظار آمدن داديان ، و وصول دستور از باب عالى در ايميرت توقف كرد ، و چون دانست كه داديان قصد مقاومت دارد سپاه به سوى كلشيد راند و شنيدن همين خبر وحشت اثر مرا به فرار وادار كرد . * * * سحرگاه روز بيست و هفتم رئيس گروه مبلغان ته آتن به طرف خانه‌اش روان شد شايد بتواند مقدارى مواد غذايى با خود بياورد . من نيز بر اين خيال بودم براى همين مقصود همراهش بروم اما او دو ساعت پيش از سر زدن خورشيد رفته بود . وقتى به خانه‌اش رسيد آن را پر از مهاجمان پاشا و شاه گوريل ديد . آن گروه زشت‌خوى مردم گزند وى را به ضرب گرز و چماق به سختى خستند و به او دستور دادند در كليسا را باز كند ؛ زيرا بر اين گمان بودند كه وى بسيارى از چيزهاى گران‌قيمت را در آن جا پنهان كرده است . اما كشيش چون قبلا به فراست مقصودشان را دريافته بود كليد كليسا را با چابكى به خارستان مجاور پرتاب كرده بود و هر چند بر او ستم كردند داشتن كليد را انكار مىكرد . سپاهيان ترك كه به هر روى ملاحظه لباس روحانيت و شخصيّت وى را مىكردند دست از آزار كردنش برداشتند و بعد از اينكه چند چيز سبك وزن سنگين قيمت را برداشتند بىآن‌كه به كتابها و دفترها و نوشته‌هاى من اعتنا كنند و دست بزنند رفتند .
هامش
( 14 ) - سفرم ژناتل و نستان دارژان هر دو در سال 1668 ميلادى - 1047 خورشيدى كشته شدند .