بيرون آورده شود . چنين كردند ، و شاه سيه ستاره در عنفوان جوانى در حالى كه بيش از هشت ماه از ازدواجش نگذشته بود بر اثر خيانت و شرارت آن زن سيه دل غدّار از نعمت بينايى محروم شد . و برخى بر اين باور بودند كه اين شهزادهء تيرهروز بد اختر هنوز به زفافگاه نرفته بود .
ميان طرفداران دارژان يكى بود به نام واكتانگل (
vactangle
) ، و ملكهء غدار سياهكار چنان شيفته و دلباخته وى بود كه او را به شوهرى پذيرفت ، و فرمانده قلعهء كوتاتيس كرد . اين كار بر ديگر حاميان دارژان گران آمد ، آن را توهين به خود پنداشتند ، و به مخالفت وى همدل و همزبان شدند . از او بريدند ، و به مخالفان پيوستند . سپس سلاح برداشتند ، پادشاهان گوريل و مينگرلى را به يارى طلبيدند و پيمان بستند كه سرزمين ايميرت را به كسى خواهند سپرد كه زودتر از همه ، ايشان را در جنگ با دارژان يارى دهد . و مكى داديان با سپاهيان خود زودتر از ديگران به امداد آنها آمد ، و به اندك كوشش جز قلعهء كوتاتيس سراسر قلمرو آن زن مكار را به تصرّف درآورد امّا گرفتن اين قلعه از آن ميسّر نشد كه ومكى داديان مجهّز به توپ نبود . ناچار آن را در حصار گرفت . امّا اتياشكزه (
ottia checaize
) يكى از بزرگان پيش از آن كه مدت محاصره به طول انجامد آن را به تدبير گشود ، بدين گونه كه وى تنها به قلعه رفت خود را به پاى دارژان انداخت ، از او عفو طلبيد ، و از ستمى كه پادشاه كلشيد دربارهء وى كرده بود سخت ناليد و زاريد و از او استرحام كرد كه پناهش دهد . دارژان چربزبانيها و گرمگفتاريها و حرارتى را كه اتيا در جانبدارى وى و حفظ منافعش نشان مىداد راست انگاشت و او را در شمار مشاوران سلطنتى درآورد . اين مجلس مشاوره بر اثر ورود و شركت اسقف تفليس و جاثليق گرجستان اعتبار و اهميت خاص يافته بود .
اين دو شخصيّت مهم را نايب السلطنه از آن به مجلس مشاوره فرستاده بود تا معتمدان ملكه به وى خيانت نكنند . اعضاى مجلس مشاوره با همهء دانش و تجربتى كه داشتند هيچ يك به فكر و نيّت اتيا پى نبرد . او روزى به ملكه گفت در چنان دشوارى كه داريم مصلحت اين است كه براى دفع شرّ پادشاه كلشيد از تركان عثمانى يارى بطلبيم ، و براى اينكه اين درخواست جنبهء جدّى يابد ملكه شوهر خويش را به رسالت فرستد تا چون ايميرت باجگزار باب عالى است امپراتور عثمانى موظّف و ناچار است براى رفع هرگونه فتنه و غوغا از اين سرزمين دفاع كند .
دارژان با همهء زيركى كه داشت نه تنها نيّت بد وى را در نيافت ، بل كه با