كلشيد همدل و همزبان بودند كه اين جنايت دلخراش بر اثر تحريك و حسادت دارژان واقع شده و ميان دختر پادشاه ابخاز و صدراعظم هيچ رابطه نامشروع در ميان نبوده است . آتش كينه و حسد اين زن ديوخوى شرير و ناپاك با اين قربانى فجيع فرو ننشست و لوان را بر آن داشت دو پسرش را كه از زن ابخازيش در وجود آمده بودند به دست خود مسموم كند . دارژان شيلاكه بر اين آرزو بود كه پس از مسموم شدن پسران زيباى ابخاز ، فرزند خودش بلا منازع بر اريكهء سلطنت برآيد . امّا ژرژ پادشاه ليبارديا با آنكه زنش از راه عفاف و پاكدامنى منحرف شده بود ، و با ليوان روابط نامشروع برقرار كرده بود وى را بسيار دوست مىداشت و از جدا شدن و پيوستن او به شاه جوان كلشيد برادرزادهاش سخت شوريدهحال و پراگندهدل بود و به هيچ بهانه نمىتوانست همسرش را از دل بيرون كند . سرانجام چون باور كرد كه آن مهر گسل آتشخو هرگز به خانهء وى باز نمىگردد ، و بايد يادش را از دل بيرون كند چنان كه در كلشيد بازماندگان هر متوفّى چهل روز بر فقدان درگذشتهء خود به سوك مىنشينند ، وى نيز چهل روز در حسرت رفتنش ماتم گرفت و عزادارى كرد ، از آن پس سپاه آراست و به قصد گرفتن انتقام به كلشيد حمله برد . امّا چون سپاهيان لوان فزونتر بودند و سلاحشان بهتر و كارآمدتر بود شكست خورد و به كوه گريخت ، و بسى برنيامد كه از غم ناپارساييها و ناسازگاريهاى زن ، و اندوه زشتكاريهاى برادرزادهاش درگذشت . « 4 » پادشاه ابخاز نيز به دشمنى با لوان برخاست مگر تبهكارى وى را نسبت به دختر تلافى كند . امّا در جنگى كه ميان اين دو در گرفت موفقيّت قطعى نصيبش نشد ، و ميان اين دو ، جنگ همچنان ادامه داشت تا داماد وحشى و ددصفتش درگذشت . سپس حريفى قوى حالتر ، دليرتر ، خطرناكتر ، پا به ميدان گذاشت و او برادرش يوسف بود كه در حمايت از عمويش ژرژ و طرفدارى از پادشاه به دشمنى با وى قيام كرده بود .
او يكى از نگهبانان خاص لوان را به سوء قصد عليه پادشاه برانگيخت ساقى مخصوص سلطان نيز به اين دو پيوست . طرح توطئه بدين گونه ترتيب داده شده بود كه روزى كه يوسف ميهمان برادرش لوان بود نگهبان ابخازى نيزه به دست پشت سر پادشاه بايستد و در آن هنگام كه به رسم كلشيديان لوان پس از خوردن غذا جام بزرگى پر از شراب را به دهان نزديك مىكند نگهبان به اشارهء ساقى نيزه را در پشت شاه فرو كند . توطئه
هامش
( 4 ) - مرگش در حدود سال 1628 ميلادى اتفاق افتاد .