تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
كشور و ايميرت اتّفاق افتاد لوان داديان عموى پادشاه كنونى كلشيد بود . « 3 » او پادشاهى دلير ، دادگر و هوشمند و بختيار بود . در جنگ با همسايگان هميشه پيروز بود . اگر وى در كشورهاى بهتر به دنيا آمده بود و بر آن پادشاهى مىكرد محققا سلطانى بلند نام مىشد و پايگاهش از آسمان درمىگذشت اما از بخت بد وى بر كشورى فرمان مىراند كه تشكيل حرمسرا در آن معمول ، و يكى از نشانه‌هاى ابّهت و عظمت بود . داديان نيز بر اين‌روش رفت ، حرمسرا آراست و نزديكان خود را نيز به زنى گرفت . اين پادشاه در طفلى يتيم شد . پدرش در لحظات احتضار سرپرستى وى را به برادر خود ژرژ (
georges
) پادشاه ليبارديا (
libardia
) سپرد . اين سرزمين در دامنهء كوه قفقاز بود . داديان چندان كه توانست در تربيت برادرزاده‌اش كوشيد و كلشيد را با مواظبت تمام حراست و نگهبانى كرد و آبادان داشت تا چون پسر برادرش به حدّ تميز برسد به وى سپارد . وقتى لوان بيست و چهار ساله شد دختر پادشاه ابخاز را كه در هوشمندى و زيبايى و تازه‌رويى و دلفريبى كم‌مانند بود به زنى گرفت و از او داراى دو دختر شد . مردم فتنه‌ساز و ناسزاوار شرانگيز همسر زيباى داديان را به خيانت نسبت به شوهرش متّهم كردند ، و شايد اين به تلافى خيانت داديان نسبت به همسر زيبايش بود . داديان سخت پاىبند شهوت شده بود ، و دلباخته آميزش با همهء زنان زيبا بود . او بيشتر از همه مفتون دارژان (
darejan
) زن عمويش شده بود ؛ دارژان منسوب به خانوادهء معروف شيلا كه (
chilake
) زنى بسيار زيبا ، و افزون بر حدّ تصوّر فتنه‌گر ، بيشىطلب ، و بدسرشت و ديوخوى بود . نه تنها با لوان برادرزادهء شوهرش روابط نامشروع برقرار كرد ، بل كه پس از دو سال خيانتگرى از شوهرش جدا شد ، و به ازدواج لوان درآمد . به اين نيز خرسند و قانع نشد و شوهر تازه‌اش پادشاه كلشيد را به فسون و فسانه وادار كرد زن قديم خود دختر پادشاه ابخاز را از خود براند . لوان دل به شهوت سپرده بينى و گوش و پستان زن ابخازى خود را به بهانهء داشتن روابط نامشروع با صدراعظم بريد ، و تنها نزد پدرش به ابخاز فرستاد ، و براى اثبات خيانتگرى وى همان روز كه سه عضو او را بريد پاپونا (
papona
) صدراعظمش را به دهانهء توپ بست و كشت ؛ و همهء مردم
هامش
( 3 ) - لوان دوّم پس از مرگ پدرش كه از سال 1590 تا 1611 ميلادى برابر 969 تا 989 خورشيدى فرمانروا بود ، و بر اثر حادثهء سقوط از اسب جان باخت به سلطنت رسيد . لوان دوّم بزرگ‌ترين پادشاهان مينگرلى بود . لوان سوّم از سال 1660 تا 1680 ميلادى - 1039 تا 1058 خورشيدى سلطنت كرد .