تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مقارن اين حال خدمتگران ديگر مقابل هر يك از حاضران يك صفحهء چوبى كه به جاى سفره بود گذاشتند . همچنين مقابل هر يك از زنان يكى از اين صفحات چوبين را نهادند . پس از انجام دادن اين تشريفات يك ديگ بزرگ كه پر از گم معمولى بود و به وسيلهء چهار تن حمل مىشد ، و يك ديگ كوچكتر كه در آن گم سفيد بود و دو نفر آوردند ميان ميدان نهادند . من پيش از اين گفته‌ام كه گم خميرى است كه آن را مىپزند و مىخورند همچنان كه ما مردم مغرب زمين از خمير گندم نان مىپزيم و به كار مىبريم . دو مرد ديگر روى چيزى مانند زنبه خوكى را كه پخته شده بود آوردند . چهار مرد ديگر در حالى كه هر كدام يك كوزهء بزرگ شراب در بغل داشتند وارد شدند . نخست ملكه بعد بانوان دربارش را از اين خوردنيها و آشاميدنيها دادند و سپس ما را . در سفرهء شهبانو جز اينها در يك ظرف چوبين تو گود مقدارى نان و مواد اشتهاانگيز نهاده بودند ، و نيز در بشقاب بزرگ و سيمين ديگرى دو مرغ بريان ، مقدارى سوپ ، و قدرى سس بسيار تند گذاشته بودند . ملكه از آنچه براى او آورده بودند مقدارى نان و سبزى و چيزهاى ديگر براى من فرستاد و گفت آنچه هست بخورم . همچنين فرمود گاوى نيز قربان خواهد شد ، و اين ظاهرا تعارفى بيش نبود . كمى بعد ملكه دو مرغ بريان شده برايم فرستاد و سپس پرسيد شما اروپاييان در رشته‌هاى ابريشم‌بافى ، پشم ريسى ، فلزكارى و ده‌ها صنعت ديگر افراد متخصص داريد چرا از اين هنروران به كشور ما نمىفرستيد و پى در پى پاپاس و راهب و كشيش مىفرستيد كه نه كارى از دستشان برمىآيد و نه نيازى به وجودشان داريم . من از اين پرسشها سخت در شگفت ماندم و نمىدانستم چه جواب بدهم و چگونه او را متقاعد كنم . وى با لحنى درشت و عتاب‌آميز به زبان كلشيدى اين پرسشها را مىكرد ، و غلامش با همان لحن ناملايم به زبان تركى برمىگرداند . من و مبلّغان در برابر اين سؤال و سؤالهاى مشابه آن‌كه همه گيج‌كننده و تهديدآميز بود زبانمان بسته بود . مخاطب ملكه تنها همراهان روحانى من نبودند بلكه من نيز در شمار آنان بودم زيرا خود را يك روحانى كاپوسى معرفى كرده بودم . پس از لختى انديشه از سوى خود و همراهانم چنين جواب گفتم : كارگران و صنعتگران اروپايى فقط براى گرفتن مزد فعاليت مىكنند يعنى منظور و هدفشان منافع مادى است و چون مقصودشان در اروپا برآورده مىشود ناچار نيستند به كشورهاى دور بروند ؛ اما نظرگاه روحانيان هدايت و ارشاد مردمان و جلب رضاى خداست ، و در راه تحقق آرمانهاى خود از هيچ
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 250 | ژان شاردن / اقبال يغمايى