تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
دلخواهشان بود به هر قيمت مىخريدند . به سخن ديگر اين زيادرويها و اسرافها موجب توجه ديگران شد ، و اين ظن در دلشان پديد آمد كه من آن‌كه مىنمايم نيستم . روز چهاردهم دو ساعت پيش از دميدن خورشيد از آنارگى بيرون شديم و دو فرسنگ در رودخانه آستولف پيش رفتيم . سپس محمولات خود را از قايق به شش ارابهء كوچك منتقل كرديم . راهبى نيز مواد خواربارى را كه خريده بود در دو ارابهء ديگر جاى داد . حركت چندين ارابه با هم كه در نظر مردمان بىسابقه بود ، غوغايى به پا كرده بود . مدت دو روز اين خبر بر سر زبانها افتاده بود كه عده‌اى اروپايى به اين سرزمين پا نهاده‌اند كه هشت ارابه محمولات آنان را مىكشد . اين خبر با شاخ و برگهاى زياد و اغراق‌آميز دهان به دهان مىگشت ، و مصائبى به بار آورد كه بعدها از آنها سخن خواهم گفت . آرى ، پس از اين‌كه چهار فرسنگ و نيم راه پيموديم غروب آفتاب به سيپياس رسيديم . سيپياس نام دو كليساى كوچك مىباشد كه يكى متعلق به جامعهء روحانى مينگرلى است ، و ديگرى به آباء مبلّغين ته آتن تعلق دارد . محوطهء وسيعى كه اين دو كليسا در آن بنا شده از آن هر دوست . در اين محوطهء گسترده دامن به سبك معمول محل چندين خانهء چوبى ساخته شده كه بعض آنها يك طبقه و برخى دو طبقه است . هر خانه متعلق به يكى از مبلغان است ، و آنها جدا از هم زندگى مىكنند . در خانه‌هاى كوچك يك طبقه بزرگان كشيشان و دو خانواده از دهقانان آنان روزگار به سر مىبرند . ته آتنها در سال 1627 ميلادى وارد مينگرلى شدند و در آن‌جا اقامت گزيدند . غالب آنان پزشك بودند . پادشاه كلشيد در آن زمان مردى دانا و مقتدر بود . بزرگان وى را از آمدن اين دسته آگاه كردند و گفتند بيشتر تازه آمدگان پزشك و مردمانى با معرفت و هنرمندند ، و اگر بمانند وجودشان براى سلامت اهالى اين سرزمين بسى سودمند خواهد بود . پادشاه كه هوشمند و دانشپرور بود آنان را نواخت و در حمايت خويش گرفت . به آنان خانه و زمين بخشيد ، و گروهى از كشاورزان را به خدمتگرى ايشان گماشت تا كشتگرى كنند و شراب بسازند . بيست سال قبل ژزويتهاى قسطنطنيه دو نفر از همكاران خود را به اين كشور فرستادند اما آنان دير نماندند و چنان زود درگذشتند كه مايهء بيم و وحشت ديگران شد كه پس از آنان هيچ كس جرأت آمدن به اين سرزمين نكرد . ته آتن‌ها بسيار سال پيش از اين در تاتارستان ، گرجستان و چركستان و ايميرت سكونت داشتند ، اما وقتى