تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
به كار مىگماشتند . مردان و پسران جوان را به كار كردن در كشتيها وادار مىكردند ، و زنان و دختران را به دوختن لباس وا مىداشتند . چنان مىنمود كه همگى از پوشاك و خوراك خود راضى و خرسند بودند . اما از كار كردن خوششان نمىآمد ، و از آن تن مىزدند . به همين جهت غالبا تنشان را به ضرب چوب و تازيانه مىخستند ؛ و من پس از تأمل نه زياد به حال اين گروه سيه‌روزگاران برگشته بخت به اين حقيقت ايمان آوردم كه زندان حرمسراها و دربارها براى اين گروه مردمان ، آسايشگاهى دلخواه است ؛ و نيز باور كردم براى زنانى كه جز خوردن و خوابيدن هنرى ندارند كاخهاى مجلّل دولتمندان مشرق زمين مناسب‌ترين و بهترين جا براى زندگى است ؛ اما اين موهبت و نعمت تنها نصيب زنان جوانى مىشود كه از زيبايى بهرهء تمام دارند ؛ شيرين زبان و دلفريب و طناز و خوش‌ادايند ، و گرنه نصيب زنانى كه از اين مواهب راحت‌بخش و شادىآفرين محرومند جز انجام دادن كارهاى سخت و طاقت‌سوز ، و تحمّل ضرب و شتم و ناسزا شنيدن چيزى نيست . همچنين من بر اين گمانم كه در زمان جمهورى يونان زمين ، زيبارويان و مه‌طلعتان كلشيدى و چركسى مانند زنان حاضر بر نيكومنظران و گلچهرگان يونانى برترى نداشته‌اند ؛ و مادر تاريخ دوران باستان تنها ژاسن (
jason
) را مىشناسيم كه از زيباييها و دلفريبيهاى مه رويان كلشيدى و چركسى آگاه شده ، و به عشق به دست آوردن يكى از اين گلچهرگان خوش رنگ و روى از راه دور به اين سرزمين زيباپرور روى آورده بود . اما اكنون جهانيان از وجود اين گنجهاى پويا و رعنا كه نه تنها دلهاى جوانان ، بلكه دلهاى فسرده پيران را به غوغاى جوانى برمىانگيزند آگاه شده‌اند . و از هر گوشهء مشرق زمين دسته دسته زيباپرستان و گوهرشناسان براى تصاحب اين مه طلعتان نادرهء زمان به اين خطه‌رو مىآورند . در پايشان زر مىفشانند ، گويى اين نكورويان گنجينه‌اى شايان و بىبدلند . ديرى نپاييد كه باد موافق وزيدن آغاز كرد ، و قايق كوچك ما به نيروى باد و قوت بازوى پاروزنان تند و شتابان روى آبهاى بىكران مىلغزيد و پيش مىرفت . همچنان كه مىرفتيم با زامپى به گفتگو پرداختم . مىخواستم از او راه و رسم مسافرت در كلشيد را بياموزم ، تا هشيار و بيدار باشم تا گرفتار دشمن نشوم ، آنچه با خود داشتم به غارت نرود ، و به دست وحشيان آدم نماى مينگرلى كشته نشوم . در ضمن گفتگو سخن از توصيه‌نامه‌ها ، و آنان كه سفارشنامه‌ها را براى من نوشته بودند ، در ميان آمد . زامپى گفت : توصيه نامهء سفير فرانسه قريب همان مضمون