اين وعده جز فريبى بيش نيست به آنان سفارش كردم چندان كه مىتوانند در مصرف مواد خوراكى صرفهجويى كنند .
با اينكه خبر حملهء تركان عثمانى و پادشاه گوريل در همهجا پراگنده شده بود سوداگرانى كه با كشتى سفر مىكردند بامداد روز بعد ، فارغ از هرگونه تشويش و نگرانى كالاهايى را كه با خود آورده بودند به منظور سوداگرى به ساحل منتقل كردند .
هر كدام در يكى از كلبهها بار افگندند ، و امتعهء خويش را عرضه داشتند .
ظهر روز هجدهم رهنماى مهربان من به كشتى آمد و مژدهء رسيدن جواب را آورد . پاسخ نامهء من بسيار كوتاه بود . رئيس گروه مبلّغان ته آتن نوشته بود كه در مدت دو يا سه روز آينده در كشتى مىنشيند ، و با يك قايق پيش ما مىآيد ، و چندان كه بتواند در پيشرفت كار ما مىكوشد .
غروب روز نوزدهم يك دسته از كشتگران كه خود را از چنگ متجاوزان رانده بودند و به ايسگائور رسانده بودند ، شرح دادند آن عده از ابخازيان كه پادشاه مينگرلى آنان را براى مقابله در برابر هجوم تركها به يارى خوانده بود خود به نهب و غارت پرداختهاند ، هر كس را ببينند به اسارت مىگيرند ، اغنام و احشام را مىدزدند و مىبرند ، و هر چه را به كارشان نيايد مىسوزانند . آنان از اينجا فاصلهء بسيار ندارند .
سوداگران به شنيدن اين خبر وحشتناك بىدرنگ به جمع كردن كالاى خود پرداختند ، و هر كس مىكوشيد زودتر از ديگران امتعهء خويش را وسيلهء قايق به كشتى منتقل كند . فرصت تنگ بود و زمان به سرعت سپرى مىشد . چون فاصلهء كشتى تا ساحل از يك ميل بيشتر بود قايقها نتوانستند بيش از دو بار بار از ساحل به كشتى ببرند .
هر كدام از ناخدايان كشتيها به قصد مقابله با متجاوزان دو توپ به ساحل منتقل كردند ، و در گذرگاه اصلى بازار به كار گذاشتند ، و در تمام مدت شب آمادهء پيكار شدند .
قلم و زبان من از نوشتن و گفتن بيم و وحشتى كه سراپاى وجودم را فرا گرفته بود قاصر است . از اين پيشامد پر خطر و وحشتانگيز چنان نگران و ترسان شده بودم كه خويشتندارى نمىتوانستم . آنچه بيشتر مايهء هراس و اضطرابم شده بود اين بود كه ناخداى كشتى حامل ما در آغاز بر اين نيّت بود كه با ابخازيان و چركسهاى متجاوز به گفتگو بنشيند ، و با آنان به نوعى مصالحه كند . شايد تحت شرايطى اجازه بدهند كه به كافا بازگرديم . اگر چنين روى مىنمود ناچار مىشديم پس از تحمل آن همه بلاها و سختيها سه ماه همچنان دريانوردى كنيم ، و در پايان سال به كريمه باز
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: ژان شاردن
ص٢٣٤